یعنی چه
غایتشناسی یا تلهئولوژی، آموزهای در فلسفه و کلام است که بر اساس آن، پدیدههای جهان هستی، طبیعت یا رفتارهای انسانی دارای طرح، مقصد و هدفی هوشمندانه هستند و حرکت آنها به سوی یک فرجام مشخص است، نه اینکه صرفاً بر اساس علتهای مکانیکی یا تصادفی محض رخ دهند.
تلفظ
این واژه به صورت «غایَتشِناسی» تلفظ میشود که ترکیبی از واژه عربی غایت و کارواژه فارسی شناختن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه بسته به طراح جدول میتواند خود «غایت شناسی» (۹ حرف)، «تله ئولوژی» یا «هدف شناسی» باشد.
به انگلیسی
معادل اصلی این واژه در زبان انگلیسی Teleology است که ریشه در واژگان یونانی telos (هدف/پایان) و logos (دانش) دارد.
به فارسی
معادلها و برگردانهای روان فارسی این اصطلاح شامل هدفشناسی، غایتانگاری، فرجامشناسی و هدفمندی در طبیعت است.
در قرآن
خودِ واژه «غایتشناسی» در قرآن نیامده، اما مفهوم آن به صورت تفسیری و فلسفی کاملاً مشهود است؛ قرآن خلقت جهان را هدفمند دانسته و آفرینش باطل و عبث را رد میکند (مانند آیه ۲۷ سوره ص). همچنین در علوم قرآنی، «مفهوم غایت» برای مشخص کردن انتهای مرز یک حکم شرعی در آیات کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل غایت شناسی
غایتشناسی (Teleology) یکی از مباحث بنیادین در فلسفه و کلام است که جهان و پدیدههای آن را هدفدار و دارای یک مقصد نهایی تعریف میکند. این دیدگاه در مقابل نظریاتی همچون مکانیسمانگاری یا تصادفگرایی قرار میگیرد که جهان را صرفاً محصول روابط مادی پیشین و بدون هیچ برنامه یا هدفی میدانند. در تفکر غایتشناختی، هر موجودی به سمت کمال یا نقطهای نهایی در حرکت است.
در فرهنگ اسلامی و اندیشه فلسفه مضاف، غایتشناسی جایگاه ویژهای دارد. اگرچه خود این اصطلاح ترکیبی جدید از واژه عربی غایت و پسوند فارسی شناسی است، ریشههای اندیشگی آن به فلاسفه یونان باستان مانند ارسطو و علل چهارگانه او (به ویژه علت غایی) بازمیگردد. در متون اسلامی، این مفهوم با هدفمندی خلقت و تدبیر الهی پیوند خورده است.
در حوزه علوم قرآنی و فقه نیز اصطلاح غایت به معنای مرز و انتهای حکم کاربرد دارد. به طور کلی، پذیرش غایتشناسی به معنای باور به وجود نظم، هوشمندی و معنا در سراسر هستی است که مانع از پوچانگاری و تبیینهای صرفاً مادی در جهانشناسی میشود.