یعنی چه
عبارت «باد در کف داشتن» یک اصطلاح کنایی قدیمی در زبان فارسی است. این عبارت تصویری استعاری از کسی میسازد که تلاش میکند باد را در دست خود نگه دارد؛ کاری که عملاً غیرممکن است و هیچ سودی ندارد. به همین دلیل، این اصطلاح کنایه از تهیدست و مفلس بودن، دستخالی بودن و همچنین انجام دادن کار بیمایه و بینتیجه است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [bād dar kaf dāštan] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول، خود «باد در کف داشتن» با ۱۲ حرف است. اصطلاحات مشابهی مانند «باد در دست داشتن» یا معادل عربی آن «قبض الريح» نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم کار بیهوده یا دستخالی بودن از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ترکیب «قبض الريح» دقیقترین معادل کنایی برای کار بیحاصل و «صفر اليدين» معادل دستخالی بودن است.
نماد چیست
واژهٔ «باد» در ادبیات فارسی نماد امر ناپایدار، بیارزش و هیچ است. بنابراین، «باد در کف داشتن» نماد بارز پوچی، دستخالی بودن، فقر و بیهودگی تلاشهای نافرجام انسان در رسیدن به امور واهی است.
جمعبندی و توضیح کامل باد در کف داشتن
اصطلاح کنایی «باد در کف داشتن» از جمله ترکیبات زیبای ادبیات کهن فارسی است که ریشه در فرهنگ عامه و متون کلاسیک دارد. این عبارت به شکلی تصویرسازی شده که تلاش بیهوده برای مالکیت یا نگهداری یک امر ناپایدار و زوالپذیر را به نمایش میگذارد. چرا که باد هرگز در مشت یا کف دست باقی نمیماند و جز هیچ، چیزی عاید فرد نمیشود.
این عبارت در دو ساحت معنایی کاربرد دارد؛ نخست در معنای مادی که به فرد مفلس، تهیدست و بیچیز اشاره میکند که داراییاش هیچ و پوچ است. دوم در معنای معنوی و عملکردی، به کارها، دویدنها و تلاشهایی اطلاق میشود که هیچ پایه و اساس درستی ندارند و در نهایت هیچ سود و حاصلی برای انجامدهنده به همراه نخواهند داشت.
اگرچه این ترکیب عینا در متن قرآن کریم نیامده است، اما در سنت ادبیات فارسی به وفور برای به تصویر کشیدن ناپایداری دنیا و دستخالی بودن انسان استفاده شده و برابرهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی (مانند قبضالریح) دارد که نشان از عمومیت این تصویر ذهنی در میان فرهنگهای مختلف دارد.