یعنی چه
واژه زغم در متون کهن فارسی به معنای توان، قدرت، ستم و غلبه ناعادلانه به کار رفته است. همچنین در زبان پشتو به معنی بردباری و در ترجمههای کهن برخی متون به معنی خشم و غضب نیز گزارش شده است.
مترادف
این واژگان بیشترین شباهت معنایی را با کاربرد کهن زغم دارند.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل ستم، زورگویی و قدرت ناعادلانه را میرسانند.
هم خانواده
برای این واژه در زبان فارسی امروز همخانواده استاندارد و رایجی ثبت نشده است، اما در تحلیلهای عربیمحور واژههایی مانند تزغم (برگرداندن صدا در گلوی شتر) با آن همریشه ذکر شدهاند.
تلفظ
این واژه در منابع لغوی بیشتر به صورت زُغَم (باضم اول) در فارسی و زَغَم (بافتح اول) در ریشههای دیگر ضبط شده است.
در جدول
پاسخ دقیق طراحان جدول برای راهنمای «زور و ستم کهن» یا واژه سه حرفی به این معنی، خود کلمه زغم است.
به انگلیسی
بسته به بستر متن و معنای مدنظر، معادلهای فوق در انگلیسی استفاده میشوند.
به ترکی
معادلهای واژه زغم در زبان ترکی که مفاهیم قدرت، زور و ستم را پوشش میدهند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون کهن لغوی، این واژه مابه ازای اسطورهای خاصی ندارد و صرفاً به عنوان نمادی نمادین برای ستمگری، زبردستی به ناحق و تعدی به حقوق مستمندان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل زغم
واژه «زغم» یک لغت بسیار کهن، مهجور و کمکاربرد در زبان فارسی است که در متون و فرهنگهای قدیمی مانند لغتنامه دهخدا، برهان قاطع و فرهنگ آنندراج به ثبت رسیده است. معنی اصلی و اصیل این واژه در فارسی به مفاهیمی همچون زور، ستم، تعدی، زیادهروی و زبردستی ناعادلانه بازمیگردد. با وجود قدمت بالا، این کلمه در زبان فارسی امروز کاملاً متروک شده و کاربرد زنده ندارد، به طوری که امروزه بیشتر در بخش طراحان جدول یا پژوهشهای لغوی متون کهن به چشم میخورد.
بررسیهای ریشهشناختی نشان میدهد که خاستگاه دقیق این واژه به دلیل قدمت و سادگی ساختار آن تا حدودی مورد اختلاف است؛ برخی آن را واژهای پهلوی و دری میدانند، در حالی که در فرهنگهای سامی و عربی به معنای خشم یا غرّش شتر (تزغّم) و در زبان پشتو به معنای صبر و بردباری آمده است. شایان ذکر است که این واژه با وجود شباهت ظاهری، هیچگونه کاربرد یا ریشهای در متن قرآن کریم ندارد و نباید با واژه «زعم» به معنی پندار اشتباه شود.