معنی
واژه «منزه» در زبان فارسی به معنی فرد یا چیزی است که از هرگونه عیب، نقص، آلایش و پلیدی دور و خلاصی یافته باشد. این کلمه صفت مفعولی است و به پاک بودن و وارستگی اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی یا چیزی منزه است، یعنی آن شخص یا مفهوم از تمام جنبههای منفی، عیوب ساختاری یا اخلاقی مبرّا است. در اصطلاحات کلامی و دینی، این واژه بیشتر برای توصیف ذات خداوند به کار میرود که از هرگونه نقص و شباهت به مخلوقات پاک است.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین همپوشانی معنایی را با منزه دارند و در متون مختلف ادبی و دینی به جای یکدیگر استفاده میشوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی میم، فتح روی نون، و تشدید همراه با فتح روی زاء است: مُنَزَّه.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «پاک»، «بیعیب» یا «دور از نقص»، واژه ۴ حرفی «منزه» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به لحن متن (ادبی، عمومی یا مذهبی)، میتوان از این معادلهای انگلیسی برای انتقال معنای منزه استفاده کرد.
به عربی
ریشه این واژه عربی است و در خود زبان عربی نیز دقیقاً به همین صورت یا با واژگان همارز مذهبی و اخلاقی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل منزه
واژه «منزه» از ریشه عربی «ن-ز-ه» و اسم مفعول از باب تفعیل (تنزیه) است که ورود پرکاربردی به زبان و ادبیات فارسی داشته است. این کلمه در اصطلاح به معنای پاک، بیعیب، مبرّا و دور بودن از هرگونه آلودگی، زشتی و کمالنیافتگی است.
در فرهنگ اسلامی و متون کلامی، اصطلاح «تنزیه» و صفت «منزه» جایگاه ویژهای در توصیف ذات باریتعالی دارد. اگرچه خودِ کلمه منزه به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما مفاهیم بنیادینی چون «سبحان» و «تسبیح» دقیقاً بر منزه دانستن خداوند از جسمانیت، شریک و هرگونه نقص دلالت میکنند.
این واژه در ادبیات عرفانی و اخلاقی نیز نمادی از کمال مطلق و وارستگی روح انسان از علایق مادی و رذایل اخلاقی است. به طور کلی، هرگاه سخن از پاکی محض و دوری از عیوب به میان میآید، واژه منزه در صدر انتخابهای زبانی قرار میگیرد.