یعنی چه
پیمانشکن در زبان فارسی به کسی اطلاق میشود که پس از بستن یک عهد، پیمان، قرارداد یا دادن وعده، به آن وفادار نمیماند و با زیر پا گذاشتن توافق، راه خیانت و بدعهدی را پیش میگیرد.
در جدول
پاسخ دقیق برای واژه «پیمان شکن» در جدول ۸ حرف است. از دیگر جایگزینهای متداول میتوان به عهدشکن، بدعهد و ناکث اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و متن، از واژههای متفاوتی برای این مفهوم استفاده میشود؛ promise-breaker برای خلف وعده ساده و traitor یا renegade برای خیانتهای بزرگتر و پیمانشکنیهای رسمی کاربرد دارد.
به عربی
در ادبیات و زبان عربی، واژه «ناکث» (از ریشه نکث به معنی باز کردن گره طناب) و تعبیر «ناقض العهد» دقیقترین معادلها برای اشاره به فرد پیمانشکن هستند.
به ترکی
در ترکی استانبولی عبارت «sözünü bozan» به معنای کسی که حرف و قول خود را خراب میکند و «ahde vefasız» به معنی بیوفا نسبت به عهد، به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژههای اصیل و مترادف فارسی برای این مفهوم شامل عهدشکن، بدعهد، بدپیمان، زنهارخوار و عهدگسل هستند که همگی اشاره به صفت منفی فردی دارند که به قول خود عمل نمیکند.
جمعبندی و توضیح کامل پیمان شکن
واژه «پیمانشکن» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «پیمان» (با ریشه پارسی میانه به معنای حد و حدود و عهد) و «شکن» (بن مضارع شکستن) تشکیل شده است. این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی بار معنایی منفی شدیدی دارد و نمادی از بیوفایی، مکر و خیانت در روابط اجتماعی، اخلاقی و حتی عاشقانه به شمار میرود؛ به طوری که در اشعار کلاسیک مانند اشعار حافظ، گاهی به کنایه برای معشوق بیوفا نیز استفاده شده است.
اگرچه خود این ترکیب فارسی به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیم مترادف آن مانند «نقض میثاق» و واژههایی چون «ناکثین» (شکستندگان عهد) به وفور در متون دینی و قرآنی برای نکوهش این رفتار اخلاقی ذکر شدهاند. در فرهنگ عامه نیز مفاهیمی چون سراب یا رفتار مکارانه حیواناتی مثل روباه به عنوان نمادهای غیرمستقیم برای وعدههای دروغین و پیمانشکنی شناخته میشوند.