یعنی چه
تمر هندی در لغت به معنای خرمای هندی است. این واژه به میوه درختی بزرگ از تیره باقلاییان اشاره دارد که در غلافهایی قهوهایرنگ رشد میکند. گوشت این میوه ترش و ملس بوده و مصرف غذایی و دارویی گستردهای دارد. املای صحیح آن با «ت» است و نوشتن آن به صورت تمبر هندی اشتباه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ اصلی برای طراحان سوال معمولاً خود «تمر هندی» با ۷ حرف است. با این حال، کلمات مترادف قدیمیتر مانند حمر، صبار یا املی نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
واژه انگلیسی Tamarind مستقیماً از ریشه عربی «تمر هندی» (tamarindus) وام گرفته شده و به این درخت و میوه آن اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر اصطلاح رایج تمر هندی، در برخی گویشهای منطقهای از واژههای حمر و عردیب نیز برای نامیدن این میوه استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Demirhindi استفاده میشود که شکل تغییریافته و بومیشده تلفظ عربی/فارسیِ «تمر هندی» است.
به فارسی
معادل تحتاللفظی آن در فارسی «خرمای هندی» است. در متون طب سنتی و کهن فارسی گاهی از آن با نامهای حمر، صبار یا املی نیز یاد شده است.
نماد چیست
تمر هندی به دلیل طعم ترش و شیرین همزمان، نماد تعادل مزهها و درهمتنیدگی شادی و تلخیهای زندگی است. در فرهنگ ماداگاسکار این درخت بسیار مقدس بوده و به «پادشاه درختان» معروف است. همچنین به دلیل طول عمر بالا و سایه گسترده، نماد استقامت و پناهگاه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تمر هندی
تمر هندی ترکیب وصفی عربی به معنای «خرمای هندی» است. اعراب قدیم به دلیل شباهت ظاهری بخش گوشتی و خشکشده این میوه به خرما و خاستگاه تجاری آن که از سرزمین هند بود، این نام را بر آن نهادند. این واژه بعدها با کمی تغییر در تلفظ، به زبانهای اروپایی از جمله انگلیسی (Tamarind) و ترکی (Demirhindi) راه یافت.
این گیاه بومی مناطق گرمسیری آفریقا و آسیا است و میوه غلافی آن چاشنی بسیار محبوبی در آشپزی جنوب ایران، خاورمیانه و جنوب آسیا محسوب میشود. در ساختار زبانی فارسی، واژه تمر هندی فاقد همخانوادههای اشتقاقی گسترده است و املای صحیح آن بدون حرف «ب» میباشد. همچنین این واژه هیچگونه کاربرد مستقیم یا غیرمستقیم در متن قرآن کریم ندارد.