یعنی چه
واژه «خندیده» در زبان فارسی صورتِ اسم مفعول یا صفت مفعولی از فعل «خندیدن» است. این کلمه به فردی اشاره دارد که عمل خنده را انجام داده یا حالتی ادبی از شکفتگی، روشنایی چهره و سرور را به تصویر میکشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت خَندیدِه (xandide) است که در آن خ و دال اول مفتوح، و دال دوم مکسور است.
در جدول
کلمه «خندیده» دقیقاً ۶ حرف دارد و در حل جدولهای متقاطع به عنوان معادل صفت مفعولی خندیدن یا شخص شادمان کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به ساختار جمله، در زبان انگلیسی از فعل گذشته یا صفتهای مرتبط با لبخند و شادی استفاده میشود.
به عربی
اگرچه خود کلمه فارسی در قرآن نیست، اما ریشه عربی آن یعنی «ضحک» در آیاتی مانند «ضاحكة مستبشرة» به معنای خندان و شادمان آمده است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم از مشتقات فعل gülmek استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل خندان، گشادهرو، متبسم و شکفته است. در نقطه مقابل، متضادهای آن کلماتی چون گریسته، گریان، عبوس و پژمرده هستند. ریشه این واژه اصیل و ایرانی (فارسی میانه/پهلوی) است.
جمعبندی و توضیح کامل خندیده
واژه «خندیده» صفت مفعولی برخاسته از مصدر خندیدن است که اصالتی کاملاً ایرانی و پهلوی دارد. این کلمه در معنای حقیقی به کسی اشاره دارد که عمل خندیدن را به انجام رسانده است، اما در تار و پود ادبیات فارسی، بار معنایی عمیقتر و ظریفتری به خود میگیرد؛ به طوری که در تعابیری مانند «گل خندیده» مجاز از شکوفایی، طراوت، امید و پایان سختیهاست.
از منظر واژهشناسی، این کلمه با همخانوادههایی چون خنده، خندان، لبخند و خندهدار پیوند دارد. اگرچه معادلهای آن در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی به وفور یافت میشوند و حتی ریشه عربی مفهوم آن (ضَحِکَ) در آیات قرآن کریم مایه توصیف بهشتیان و شادمانان است، اما ساختار ششحرفی و آهنگین «خندیده» جایگاه نمادین خاصی را در شعر و نثر فارسی به عنوان مظهر صلح، سرور و گشایش قلب حفظ کرده است.