یعنی چه
واژه «گویا» در زبان فارسی دارای دو کاربرد اصلی است؛ به عنوان صفت به معنای سخنگو، ناطق، فصیح، واضح، روشن و مبین به کار میرود (مانند زبان گویا یا دلیل گویا). در کاربرد قیدی، به معنای ظاهراً، انگار، به نظر میرسد و شاید میباشد. همچنین در اصطلاح ریاضی، به اعداد کسری و نسبتی (Rational) اعداد گویا گفته میشود.
مترادف
مترادفهای این واژه با توجه به نقش ساختاری آن در جمله شامل کلمات ناطق، سخنگو، فصیح، روشن، واضح، آشکار و مبین در نقش صفتی، و کلمات ظاهراً، انگار، گویی و شاید در نقش قیدی است.
هم خانواده
این واژه از بن مضارع فعل گفتن یعنی «گوی» به همراه پسوند صفتساز «ا» تشکیل شده است. واژههای همخانواده و مرتبط با آن شامل گوینده، گفتار، گفتگو، گویایی، گویش و گفت هستند.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای کلمه گویا در جدول خود کلمه «گویا» با ۴ حرف است. از دیگر کلمات مشابه میتوان به ناطق، فصیح و روشن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به جایگاه معنایی از واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ معادلهای اصطلاحی شامل Speaker و Eloquent برای معنای سخنگو، کلمات Apparently و Seemingly برای معنای قیدی، و واژه Rational برای کاربرد ریاضی آن است.
به عربی
نزدیکترین معادلهای مفهومی واژه گویا در زبان عربی، کلمات ناطق، فصیح و مبین در حالت صفتی هستند. برای کاربرد قیدی آن نیز از کلمات ظاهراً و کأنّ استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گویا
واژه «گویا» یکی از اصیلترین کلمات زبان فارسی است که از ترکیب بن مضارع فعل گفتن یعنی «گوی» و پسوند فاعلی «ا» ساخته شده است. این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره نقشی دوگانه ایفا میکند؛ از یک سو به عنوان صفتی برای توصیف کلام یا دلیلی واضح، رسا و سخنگو به کار میرود و از سوی دیگر به عنوان قید برای بیان تردید، گمان یا برداشتهای ظاهری (به معنای انگار و به نظر میرسد) استفاده میشود.
علاوه بر کاربردهای ادبی و روزمره، این کلمه در علوم پایهای نظیر ریاضیات نیز جایگاه ویژهای دارد و برای توصیف اعدادی که قابلیت کسری شدن دارند (اعداد گویا) استفاده میشود. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، گرچه خود کلمه به دلیل فارسی بودن در متن قرآن نیست، اما مفاهیم معادل آن مانند «ناطق» و «مبین» بارها تکرار شدهاند؛ کما اینکه در نهجالبلاغه نیز از قرآن به عنوان صامتِ ناطق (خاموش گویا) یاد شده است.