یعنی چه
اقواء واژهای کهن با دو کاربرد اصلی است؛ در لغت از لغات اضداد بوده و به دو معنای کاملاً متضاد «بینیاز و توانا شدن» و «فقیر و نیازمند گردیدن» بهکار میرود. همچنین به خالی شدن خانه از سکنه نیز گفته میشود. در اصطلاح ادبی و علوم بلاغی، اقواء یکی از عیوب قافیه است و زمانی رخ میدهد که شاعر حرکت حرف روی (آخرین حرف اصلی قافیه) را در مصراعها یکسان نیاورد؛ مانند قافیه کردن کلماتی که به مصوتهای گوناگون ختم میشوند.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به کسر الف اول، سکون قاف و فتح واو به همراه الف و همزه پایانی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و حل معما، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'عیب قافیه در شعر'، 'اختلاف حرکت حروف قافیه' یا 'بیابان خالی' در نظر گرفته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، در مباحث ادبی معادل نقص در قافیه (Imperfect rhyme) و در لغت به معنای فقر یا تخلیه است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در معاجم لغوی عرب به همان صورت إقواء در دو مبحث معنایی خلاء/فقر و عیوب شعر بررسی میشود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این کلمه در حوزه ادبیات 'ناهمسانی حرکات قافیه' و در حوزه لغوی 'توانگری' یا 'درویشی و نیازمندی' است.
جمعبندی و توضیح کامل اقواء
واژه «اقواء» یکی از کلمات اصیل و تخصصی وارد شده از زبان عربی به ادبیات و علوم بلاغی فارسی است. این واژه از نظر لغوی ویژگی ممتازی دارد و در دسته کلمات 'اضداد' قرار میگیرد؛ به این معنی که همزمان میتواند به دو مفهوم کاملاً متضاد یعنی ثروتمند شدن و فقیر شدن اشاره کند. همچنین در معنای دیگر به بیابان خالی و خالی شدن توشه مسافر دلالت دارد که ریشه آیه ۷۳ سوره واقعه (المقوین) نیز به همین مفهوم مسافران در راه مانده یا نیازمندان اشاره میکند.
کاربرد عمده و شناختهشدهتر اقواء در زبان فارسی، در دانش عروض و قافیه است. در این علم، اقواء به عنوان یک نقص و عیب فنی در شعر شناخته میشود؛ زمانی که شاعر ناخواسته حرکات پایانی کلمات قافیه را متفاوت بیاورد (مانند همقافیه کردن دِل و گُل). این واژه با وجود کاربرد محدود در زبان عامه، در متون کهن ادبی، فقهی و حل جدول جایگاه ویژهای دارد.