یعنی چه
این عبارت یک ترکیب کنایی اصیل در زبان فارسی است. «رخ» به معنای صورت و «برتافتن» به معنای پیچیدن و چرخاندن است؛ بنابراین اصطلاحاً به معنای چرخاندن صورت به سمتی دیگر برای نشان دادن بیمحلی، ناراحتی، غرور یا بیوفایی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این مصدر مرکب به صورت [رُخ بَر تاف تَن] است که در آن واژه رخ با ضمه ر و برتافتن با فتحه ب خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «روی برگرداندن»، «اعراض کردن» یا «پشت کردن به چیزی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و متن، از عبارات فعلی که به چرخاندن نگاه یا طرد کردن و نادیده گرفتن اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در متون عربی و بهویژه در ترجمههای قرآن کریم، این واژه به عنوان برابرِ پارسی دقیق برای افعالی چون «أعْرَضَ» و «تَوَلَّىٰ» (مانند رویگردانی از حق یا حقیقت) به کار میرود.
نماد چیست
در شعر و ادبیات رمزی و عرفانی فارسی، رخ برتافتنِ معشوق کنایه از دوری، هجران و دریغ کردن لطف ظاهری است. این حالت نمادی از «تجلی جلال» خداوند یا ابتلا و آزمون سالک قلمداد میشود که برای تادیب یا مصلحتی، درگاه حق به روی عاشق بسته به نظر میرسد.
جمعبندی و توضیح کامل رخ برتافتن
عبارت «رخ برتافتن» یکی از ترکیبات کنایی و اصیل زبان فارسی است که از کنار هم قرار گرفتن واژه «رخ» (صورت) و فعل «برتافتن» (پیچاندن و چرخاندن) شکل گرفته است. این اصطلاح در معنای حقیقی به چرخاندن سر و صورت به سویی دیگر اشاره دارد، اما در کاربرد کنایی و روزمره، بیانگر اعراض، بیمحلی، دوری جستن و بیوفایی از روی خشم، غرور یا بیمیلی است.
این واژه علاوه بر کاربرد عمومی، جایگاه ویژهای در متون کهن، ترجمههای قرآن (به عنوان معادل اعراض و تولّی) و ادبیات عرفانی دارد. در عرفان، رخ برتافتن معشوق غیبی نشانهای از هجران، تجلی جلال الهی و سنجهای برای صبوری و آزمایش سالک در مسیر عشق تلقی میشود.