یعنی چه
این ترکیب در واقع شکلِ چسبیدهٔ عبارت عربیِ محاورهای «ما بحب / ما بحبّ» است که در گویشهای شامی (لبنانی، سوری، فلسطینی) و مصری به کار میرود و از سه جزء «ما» (حرف نفی) + «بـ» (حرف استمرار در عامیانه) + «احب» (دوست دارم) تشکیل شده است. این واژه در زبان فارسی به عنوان یک کلمه مستقل یا اصیل وجود ندارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت در گویشهای عامیانه عربی به صورت «مابِ حِبّ» (mā be-hebb) یا «مابَ حِب» است که حرف «ب» به عنوان نشانه استمرار در وجه اخباریِ افعال عامیانه تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در صورت مواجهه با این لفظ عامیانه، پاسخ خود کلمه «مابحب» با ۵ حرف یا معادل فصیح آن «لا احب» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این عبارت برای بیان عدم علاقه یا بیزاری به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی فصیح و کتابی، به جای ساختار عامیانه «مابحب»، از عبارت «لا أُحِبّ» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این عبارت عامیانه شامل «دوست ندارم»، «نمیپسندم» و «خوشم نمیآید» است که برای رد یا نفی علاقه به چیزی یا کسی استفاده میشود.
در قرآن
خودِ عبارت عامیانه و ترکیبی «مابحب» در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما صورت فصیح آن مانند «لَا يُحِبُّ» (خداوند دوست ندارد) و همچنین ریشه سهحرفی آن یعنی «ح ب ب» (مانند حب، محبت، يحبهم ويحبونه) بارها در آیات قرآن کریم به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل مابحب
واژه «مابحب» یک واژه مستقل، اصیل یا مصطلح در زبان فارسی نیست و واژهنامههای فارسی معنایی برای آن ثبت نکردهاند. این اصطلاح در حقیقت یک عبارت فعلی منفی و عامیانه در زبان عربی (به ویژه گویشهای شامی و مصری) است که از ترکیب حرف نفی «ما»، نشانه استمرار عامیانه «بـ» و فعل «احب» ساخته شده و معنای آن «دوست ندارم» یا «نمیپسندم» است.
ریشه معنایی این عبارت به ماده «ح ب ب» در زبان عربی بازمیگردد که مشتقاتی همچون حب، محبت، حبیب و محبوب در زبان فارسی نیز به عنوان کلمات دخیل کاربرد فراوان دارند. اگر این واژه در یک متن فارسی دیده شود، یا یک اشتباه تایپی از کلماتی مانند «بامحبت» است یا وامگیری عمدی از ترانهها و گفتگوهای عامیانه عربی است.