یعنی چه
این اصطلاح عامیانه کنایه از استفاده کردن و بهرهمند شدن از یک فرصت، هدیه یا نعمت بدون پرسوجو، فضولی یا کنجکاوی بیمورد درباره اصل و منشأ آن است. زمانی به کار میرود که کسی میخواهد بگوید از آنچه به تو رسیده استفاده کن و کاری به چگونگی فراهم شدن آن نداشته باش.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو فعل امر و نهی فارسی است. فعل اول «بُخور» (از مصدر خوردن) و فعل دوم «نَپُرس» (از مصدر پرسیدن) است که در زبان محاوره، حرف عطف «و» به صورت مَضموم (ـُ / o) تلفظ میشود و دو جزء را به یکدیگر متصل میکند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، طراحان معمولاً این عبارت را به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «کنایه از پذیرش بدون چونوچرای هدیه» یا «ضربالمثلی برای منع تجسس» قرار میدهند. این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
دقیقترین معادل مفهومی این اصطلاح در زبان انگلیسی ضربالمثل معروف دندانهای اسب پیشکشی را نمیشمارند است که به منع تفحص در کیفیت هدیه اشاره دارد. در مکالمات کاربردی نیز از عبارت No questions asked استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی عبارت کُل و لا تسأل نزدیکترین برگردان تحتاللفظی آن است. همچنین عبارت کنایی خُذِ الصَّفْوَ وَ دَعِ الْكَدَرَ به عنوان یک معادل ادبی و عمیق برای پذیرش پاکیها و رها کردن تفحص در ناپاکیها به کار میرود.
به فارسی
در ادبیات کلاسیک و عامیانه فارسی عبارات همسنگ زیادی وجود دارد. اصل این اصطلاح از ضربالمثل معروف «انگور بخور و باغش را مپرس» گرفته شده که مولانا نیز در دیوان شمس به آن اشاره کرده است. عبارات دیگر مانند «بستان و مپرس» یا «چشمبسته قبول کن» نیز همین معنا را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بخور و نپرس
اصطلاح عامیانه «بخور و نپرس» ریشه در فرهنگ و ادبیات کهن فارسی دارد و در واقع شکل کوتاهشده و امروزی ضربالمثل معروف «انگور بخور و باغش را نپرس» است. این اصطلاح به زیبایی نشاندهنده رویکردی است که در آن فرد دعوت میشود تا از مواهب، هدایا یا فرصتهای پیشآمده بدون ورود به جزییات غیرضروری، تفحصهای مچگیرانه یا حلال و حرام کردنهای بیمورد بهره ببرد. مولانا نیز در دیوان شمس به این ضربالمثل اشاره کرده که نشان از قدمت دیرینه این مفهوم در فرهنگ ایرانی دارد.
از دیدگاه کاربردی، این اصطلاح در روابط اجتماعی زمانی به کار میرود که نوعی پنهانکاری مصلحتآمیز، تحکم یا اعتماد مطلق میان افراد برقرار است. اگرچه این عبارت عیناً در قرآن نیامده، اما از نظر مفهومی با آیه ۱۰۱ سوره مائده که مؤمنان را از پرسشهای بیمورد و اندوهآور منع میکند، همسویی جالبی دارد. در مجموع، این عبارت نُه حرفی نمادی از تسلیم، پذیرش بیچونوچرا و دوری از کنجکاویهای بیفایده در زندگی روزمره است.