یعنی چه
واژه «گورداله» در گویشهای زاگرسنشین (مانند لری و لکی) به معنای اندام کلیه یا قلوه به کار میرود. همچنین در فرهنگ و ادبیات عامیانه و فولکلور ایرانی، نام پسربچهای بسیار باهوش و قهرمان یک افسانه کهن است که با زیرکی بر غول پیروز میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف گاف و سکون روی حرف ر و دال به صورت [گُورْ دالَ] (Gordāleh) است. در برخی گویشهای همسایه ممکن است با تغییرات جزیی در مصوتها ادا شود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به عنوان طراح سوال به «کلیه در گویش لری» یا «شخصیت افسانهای کودکانه» اشاره شود، پاسخ دقیق آن واژه ۷ حرفی «گورداله» است.
به انگلیسی
بسته به زمینه کاربرد، در معنای زیستشناسی و کالبدشناسی معادل Kidney است و در اشاره به داستان فولکلور به صورت فنوتیپیک Gordaleh نگاشته میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به معنای اندامی این واژه (کلیه/قلوه) از کلمه Böbrek استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی معیار و امروزی، دقیقترین برگردانها و معادلهای این واژه گویشی، کلمات «کلیه»، «قلوه» و «گرده» (به معنای پهلو و محل کلیه) هستند.
نماد چیست
این واژه در وجه اساطیری و ادبیات عامیانه خود، نماد بارز تیزهوشی، تدبیرهای ظریف کودکانه و غلبه عقل و خرد کوچک بر جثه بزرگ و نیروی شر (غول) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گورداله
واژه «گورداله» کاربرد دوگانهای در فرهنگ و زبان ایرانی دارد. از یک سو در گویشهای غربی کشور بهویژه لری، لکی و بختیاری به عنوان نام اندام کلیه (قلوه) شناخته میشود که ریشه در واژه پهلوی «گوردَگ» دارد. از سوی دیگر، این واژه یادآور یکی از محبوبترین افسانههای کودکانه و فولکلوریک ایرانی است.
در داستانهای عامیانه، گورداله نام پسربچه زیرکی است که با تکیه بر هوش خود موفق میشود خانوادهاش را از دست غول نجات دهد. این کلمه امروزه در فارسی معیار روزمره کاربرد اندکی دارد اما در جدول کلمات متقاطع و ادبیات بومی زاگرس کاملاً شناختهشده است.