یعنی چه
متحیر ماندن به معنای دچار شگفتی، بهت و سرگردانی شدید شدن است؛ حالتی که در آن فرد به دلیل مواجهه با امری غیرمنتظره، عجیب یا مبهم، قدرت تصمیمگیری، سخن گفتن یا حرکت را موقتاً از دست میدهد و هاج و واج میماند.
تلفظ
این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: «مُتَحَیِّر» (با فتح م، ضم ت، فتح ح، تشدید و کسر ی) که واژهای عربی است، به همراه فعل فارسی «ماندَن».
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «متحیر ماندن» با ۱۰ حرف است. همچنین با توجه به تعداد خانههای جدول، معادلهایی نظیر حیران شدن، مبهوت شدن یا سرگشته شدن نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت حیرت و سرگردانی، از افعال و صفات گوناگونی استفاده میشود که حالت بهتزدگی و ناتوانی از درک مطلب را میرسانند.
به عربی
ریشه این کلمه خود عربی (ح ی ر) است. در زبان عربی برای بیان این حالت از فعل تحیّر یا ترکیب بقاء در حیرت استفاده میشود.
در قرآن
خود عبارت ترکیبی «متحیر ماندن» در قرآن نیامده است، اما واژهای از همین ریشه (ح ی ر) دقیقاً یکبار در آیه ۷۱ سوره انعام به کار رفته است: «...کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرَانَ...» که به معنای سرگردانی و حیرت فرد گمگشته در زمین است. همچنین مفاهیم همسو مانند بهت و درماندگی در آیاتی نظیر «فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ» (بقره: ۲۵۸) دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل متحیر ماندن
عبارت «متحیر ماندن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از اسم فاعل عربی «متحیّر» (از باب تفعّل و ریشه ح-ی-ر) و فعل کمکی فارسی «ماندن» ساخته شده است. این اصطلاح وضعیت فردی را توصیف میکند که در مواجهه با یک پدیده بزرگ، عجیب، هولناک یا غیرمنتظره دچار شگفتی شدید شده و به نوعی فلج ذهنی یا حرکتی موقت میرسد، به طوری که نمیداند چه بگوید یا چه تصمیمی اتخاذ کند.
در ادبیات فارسی و عرفان اسلامی، «حیرت» یا «تحیر» جایگاه بسیار والایی دارد. برای نمونه، در منظومه منطقالطیر عطار نیشابوری، «حیرت» وادی پنجم از هفت وادی سیر و سلوک است؛ مرحلهای که سالک در برابر عظمت، جلال و جمال بیانتهای الهی چنان غرق در شگفتی میشود که معرفتهای قبلی خود را فراموش کرده و در بیخودی محض فرو میرود.
در فرهنگ عامه و نمادشناسی مدرن، این حالت معمولاً با فیگور فردی بازنمایی میشود که از شدت بهت انگشت به دندان گزیده یا با چشمانی کاملاً گشاده و خیره به نقطهای نامعلوم نگاه میکند، که نشاندهنده توقف موقت فعالیتهای ارادی ذهن در برابر ابهام یا عظمتی بزرگ است.