یعنی چه
«جرح» در لغت به معنای ایجاد بریدگی، زخم و آسیب فیزیکی بر بدن با ابزار تیز است. در کاربرد اصطلاحی، بهویژه در فقه و حقوق، به معنای اعتراض به صلاحیت شاهد و بیاعتبار کردن گواهی او در دادگاه است.
متضاد
در معنای مادی و پزشکی، متضادهای آن کلماتی چون التیام و بهبود هستند. در اصطلاح حقوقی و حدیثی، متضاد آن «تعدیل» یا «توثیق» (تایید عادل بودن شاهد یا راوی) است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و فارسی به صورت «جَرْح» (فتح جیم و سکون راء) به عنوان مصدر به معنی زخمی کردن و در حالت اسمی به صورت «جُرْح» (ضم جیم) به معنی خودِ زخم تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند زخم، جراحت، خست و خراش به عنوان پاسخ یا راهنمای کلمه جرح استفاده میشوند.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، در متون عمومی و پزشکی از معادلهای مربوط به زخم و در متون حقوقی از واژگان مربوط به رد صلاحیت استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان نیز دقیقاً با همین ساختار و کاربردهای مادی و معنوی به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این کلمه در معنای مادی شامل زخم، ریش، خست و خستو کردن است و در معنای معنوی و حقوقی میتوان آن را به ایراد، طعن یا رد صلاحیت ترجمه کرد.
جمعبندی و توضیح کامل جرح
واژه «جرح» یک لغت اصیل عربی است که وارد زبان فارسی شده و دارای دو کاربرد کاملاً متمایز مادی و معنوی است. در وجه مادی و فیزیکی، جرح به معنای بریدگی، صدمه و ایجاد زخم روی بدن (بهویژه با شیء تیز) است که در حقوق جزایی معمولاً در کنار «ضرب» (به معنی کوفتگی بدون خونریزی) به کار میرود و در قرآن کریم نیز (مانند آیه والجروح قصاص) به همین معنا اشاره شده است.
در وجه معنوی، اصطلاحی و حقوقی، جرح به معنای خدشهدار کردن اعتبار و عدالت کسی است. در دادگاه، «جرح شاهد» به این معناست که یکی از طرفین دعوا مدارکی ارائه کند که نشان دهد شاهد معرفی شده توسط طرف مقابل، صلاحیت اخلاقی یا قانونی لازم برای شهادت دادن را ندارد. این کلمه همخانوادههای معروفی همچون مجروح، جراحی، جراح و جوارح دارد که همگی به نوعی با مفهوم قطع کردن، زخم زدن یا عمل کردن مرتبط هستند.