یعنی چه
«بذاریم» صورت شکسته و عامیانهٔ فعل «بگذاریم» (از مصدر گذاشتن) است. این فعل در زبان گفتاری روزمره کاربردهای فراوانی دارد و بسته به متن جمله میتواند به معنای قرار دادن شیء در یک مکان، اجازه دادن به کسی برای انجام کاری، یا تعیین کردن یک وضعیت (مانند قرار گذاشتن) باشد.
تلفظ
این واژه در گوشزد عامیانه به صورت [be-zā-rim] تلفظ میشود که در آن حرف «گ» از ریشهٔ اصلی کلمه (بگذاریم) حذف شده و حرف «ذ» به صورت «ز» ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سوال به صورت عامیانه یا در قالب شعر و ضربالمثل عامیانه خواستار این فعل باشد، پاسخ ۶ حرفی آن «بذاریم» خواهد بود. شکل رسمی آن «بگذاریم» است.
به انگلیسی
با توجه به مفهوم جمله، اگر به معنای قرار دادن باشد از فعل put و اگر به معنای اجازه دادن یا پیشنهاد کاری باشد از ساختار let's (let us) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح برای بیان مفهوم اول (قرار دادن) از مضارع مجزوم فعل «وضع» و برای مفهوم دوم (اجازه دادن/گذشتن) از فعل «ودع» یا «ترک» استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل koymak به معنی قرار دادن است که حالت التزامی اول شخص جمع آن koyalım میشود. فعل bırakmak نیز برای مفهوم اجازه دادن یا جا گذاشتن به کار میرود.
به فارسی
معادلهای رسمی و کتابی این واژه در زبان فارسی شامل افعالی چون «بگذاریم»، «قرار دهیم»، «بنهیم» و «اجازه دهیم» است که در مکاتبات رسمی جایگزین شکل عامیانه میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بذاریم
واژهٔ «بذاریم» یکی از افعال بسیار پرکاربرد در زبان گفتاری و محاورهای فارسی است. این کلمه در واقع شکل تخفیفیافته و شکستهٔ فعل رسمی «بگذاریم» از مصدر «گذاشتن» است. در فرایند تبدیل زبان رسمی به گفتاری، حرف «گ» حذف شده و با دگرگونی آوایی به این صورت درآمده است. از نظر املایی، نوشتن آن با حرف «ذ» درست است زیرا ریشهٔ آن از «گذاشتن» (به معنی قرار دادن و وضع کردن) میآید.
این فعل دو پهلوی معنایی عمده دارد؛ نخست به معنی فیزیکیِ قرار دادن چیزی در مکان یا موقعیتی خاص (مثلاً: کتاب را اینجا بذاریم) و دوم به معنی انتزاعیِ اجازه دادن یا موافقت کردن با انجام یک کار (مثلاً: بذاریم کارش را بکند). تفاوت کاربرد این کلمه با واژههای همآوا نظیر افعال مشتق از «گزاردن» در این است که بذاریم/بگذاریم همواره با مفاهیم عینی، وضع کردن، یا اجازه دادن مرتبط است.
در فرهنگهای لغت عامیانه و همچنین در طراحی برخی جدولهای مدرن یا شرححالهای داستانی، این ساختار زبانی برای حفظ لحن صمیمی و رئالیسم گفتاری به وفور استفاده میشود و شناخت دقیق ریشهٔ آن به درک بهتر ساختار زبان فارسی کمک میکند.