یعنی چه
کتمان در لغت و اصطلاح به معنای پوشاندن یک واقعیت یا خودداری از بیان حقیقتی است که ابراز آن لازم است. این واژه در کاربردهای ادبی، اخلاقی و حقوقی بیشتر به پنهانکاری آگاهانه اشاره دارد.
مترادف
این واژهها همگی در معنای پوشاندن یک امر یا مخفی کردن راز با کتمان همپوشانی دارند.
متضاد
کلمات فوق به معنای پردهبرداری، بیان کردن و نمایان ساختن یک مسئله هستند که دقیقاً در نقطهٔ مقابل کتمان قرار میگیرند.
ریشه
این واژه از ریشهٔ عربی «ک ت م» (k-t-m) وارد زبان فارسی شده است و مشتقات آن مانند مکتوم (پنهانشده) و کاتم (پنهانکننده) نیز در فارسی کاربرد دارند.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با کسرهٔ حرف اول (کِ) به صورت کِتمان تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به سؤالاتی نظیر «پنهان کردن راز»، «پنهانکاری» یا «رازپوشی»، واژه ۵ حرفی «کتمان» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و رسمی انگلیسی، برای اصطلاح «کتمان حقیقت» معمولاً از عباراتی نظیر 'Concealment of truth' یا 'Misrepresentation' استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سرهٔ این واژه در زبان فارسی شامل واژههایی چون «پنهانکاری»، «نهانداشتن» و «رازپوشی» است.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش بارها در قرآن کریم با بار معنایی اخلاقی و دینی آمده است. معروفترین نمونه آن «آیه کتمان» (آیه ۱۵۹ سوره بقره) است که پنهانکنندگانِ دلایل روشن و هدایتهای الهی را به شدت مذمت کرده و مستحق لعنت میداند. همچنین در قرآن به مصادیقی چون کتمان شهادت، کتمان نعمتها و کتمان ایمان نیز اشاره شده است.
جمعبندی و توضیح کامل کتمان
واژه «کتمان» یک مصدر عربی از ریشه (ک ت م) است که به طور گسترده وارد زبان فارسی شده و معنای اصلی آن پنهانکردن، پوشاندن و مخفی داشتن آگاهانهٔ یک راز، خبر یا حقیقت است. این واژه در زبان فارسی با مترادفهایی مانند پردهپوشی، رازپوشی و اخفاء شناخته میشود و متضادهای اصلی آن افشا، ابراز و اظهار هستند.
در فرهنگ قرآنی و متون دینی، کتمان دارای بار معنایی اخلاقی ویژهای است و بیشتر به پنهان کردن آگاهانهٔ حقایق دینی، علم نافع یا شهادت حق اشاره دارد که به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. در ادبیات و عرفان نیز این کلمه گاهی به معنای حفظ رازهای باطنی و مکتوم نگه داشتن احوال دل به کار میرود.