معنی
«پرهیزکار» به کسی گفته میشود که با خویشتنداری از گناه، کار ناپسند و امور زیانآور دوری میکند. این واژه به فردی اشاره دارد که دارای پاکدامنی، تقوا و اصالت اخلاقی است و در برخی منابع به معنای محتاط در رفتار و لذتها نیز تعبیر شده است.
یعنی چه
این واژه از دو بخش «پرهیز» (به معنای دوری، اجتناب و خودداری از ریشه فارسی میانه) و پسوند «ـکار» (به معنای انجامدهنده یا دارنده صفت) ساخته شده است؛ بنابراین یعنی کسی که کار و شیوهاش اجتناب از بدیهاست.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین هممعنیها به این کلمه در ادبیات فارسی و متون دینی هستند.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتوانید از واژه اصلی یا مترادفهای آن استفاده کنید.
به انگلیسی
این کلمات دقیقترین معادلهای انگلیسی برای رساندن مفهوم پرهیزکاری و پارسایی هستند.
به عربی
در زبان عربی و متون قرآنی، واژه مُتَّقِی و ریشه آن (وقایه) به معنای ایجاد سپر و حفاظت از خود در برابر عذاب و گناه از طریق تقوا است.
جمعبندی و توضیح کامل پرهیزکار
واژهٔ «پرهیزکار» یک صفت اصیل فارسی است که از ترکیب بن مضارع «پرهیز» و پسوند فاعلی «کار» شکل گرفته و به معنای کسی است که دوری از گناهان، آلودگیهای اخلاقی و کارهای ناپسند را شیوه خود قرار داده است. این واژه در فرهنگ ایرانی و اسلامی جایگاه والایی دارد و در ترجمههای فارسی قرآن کریم، به عنوان دقیقترین معادل برای واژگان «مُتَّقِی» و «مُتَّقِین» استفاده میشود که نشاندهنده خویشتنداری باطنی و مصونداشتن خود از آسیبهای معنوی است.
در ادبیات فارسی و فرهنگ متمایل به عرفان، پرهیزکاری فراتر از یک پوسته ظاهری یا عبادات صوری تعریف میشود؛ شاعران بزرگی همچون حافظ و سعدی همواره بر پرهیزکاریِ حقیقی که برخاسته از «قلب سلیم» و دوری از ریا و خودنمایی است تأکید کردهاند. در حقیقت، نماد اصلی انسان پرهیزکار در این دیدگاه، داشتن یک سپر باطنی در برابر وسوسهها و رسیدن به پاکی اخلاقی بیشائبه است.