یعنی چه
مترسک به سازه یا هیکلی دستساز (معمولاً از چوب، کاه و لباسهای کهنه) گفته میشود که در کشتزارها و مزارع نصب میکنند تا پرندگان و جانوران موذی را بترساند و از آسیب رساندن به محصولات بازدارد. در کاربرد مجازی و کنایی، این واژه به فردی بیاراده، ظاهر فریب، دستنشانده یا بسیار لاغر و ژندهپوش اشاره دارد که از خود اختیاری ندارد.
ریشه
این کلمه اصالت کاملاً پارسی دارد و ریشه آن به بنواژه «ترس» (در پارسی باستان tars- و اوستایی tres-) میرسد. ساختار لغوی آن از ترکیب «مَتَرس + ـک» تشکیل شده است؛ جایی که «مترس» صورت قدیمی یا ابزار امر از ترساندن است و «ک» پسوند تصغیر یا مشابهت و اسمساز است که در مجموع معنای «ابزار کوچک ترساننده» را میسازد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ اصلی این تعریف واژه ۵ حرفی «مترسک» است. با این حال، با توجه به تعداد حروف خواسته شده، واژههای مترادف دیگری مانند داهول، هراسه، خوسه، کخ، اوللک و عبارات طولانیتری مثل آدمک سرخرمن یا لولو سرخرمن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این واژه Scarecrow است که دقیقاً از ترکیب دو بخش scare (ترساندن) و crow (کلاغ) ساخته شده است. اصطلاح Man of straw نیز در کاربردهای سیاسی و اجتماعی به معنای آدم پوشالی یا دستنشانده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «فَزّاعَة» (از ریشه فزع به معنای ترس و هراس) رایجترین معادل برای مترسک مزارع است. همچنین اصطلاح «خیال المآتة» نیز در برخی گویشهای عربی مانند مصری به همین معنی به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Korkuluk (مشتق از korku به معنای ترس) به عنوان معادل مترسک استفاده میشود. در ترکی آذربایجانی اصطلاح عامیانه و دقیق «قوشقوران» (به معنای رماننده و پرانندهٔ پرندگان) یا واژه «قارا» کاربرد دارد.
نماد چیست
مترسک در فرهنگ و ادبیات نمادی چندوجهی است؛ از یک سو نماد حفاظت، پاسداری بیجیره و مواجب و ایستادگی در برابر خطرات مزارع است. از سوی دیگر، در ابعاد اجتماعی و سیاسی نماد بارز «قدرت توخالی»، تهدیدهای پوشالی، بیاختیاری، تنهایی مطلق در میان هیاهو و فردی است که تنها پوسته و ظاهری از انسانیت دارد اما فاقد روح، اراده و حرکت واقعی است.
جمعبندی و توضیح کامل مترسک
مترسک پیکرهای ساده اما پرمفهوم در فرهنگ کشاورزی ایران و جهان است. این سازه که قدمتی طولانی در مزارع دارد، با ایستادگیِ بیصدای خود وظیفه دور کردن پرندگان و پاسداری از دسترنج کشاورزان را بر عهده دارد. املای آن کاملاً پارسی و ریشه در مفهوم ترساندن دارد، به طوری که در فرهنگ عامه با نامهایی همچون داهول یا آدمک سرخرمن نیز شناخته میشود.
در ادبیات معاصر و زبان کنایی، مترسک فراتر از کاربرد کشاورزی خود ظاهر شده و به استعارهای عمیق برای توصیف انسانهای بیاراده، حکومتهای دستنشانده و هراسهای ساختگی تبدیل گشته است؛ موجودی که علیرغم هیبت ظاهریاش، درونش از کاه پر شده و فاقد هرگونه قدرت واقعی است.