یعنی چه
مُتَأَلِّه در اصطلاح به فیلسوف یا دانشمندی گفته میشود که علاوه بر استدلال عقلی، به مقام شهود معنوی، سلوک عرفانی و تخلق به اخلاق الهی رسیده باشد. همچنین به معنای فرد زاهد، عابد و خداپرست است.
تلفظ
این واژه به صورت مُتَأَلِّه تلفظ میشود که تشدید روی حرف «ل» قرار دارد و اسم فاعل از باب تفعل در زبان عربی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن شامل واژگانی است که به علم الهیات، حکمت قدسی یا دینداری عمیق اشاره دارند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در متون فقهی، فلسفی و عرفانی جهان عرب نیز به همین صورت با معنای عابد و فیلسوف الهی به کار میرود.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل لغاتی چون حکیم الهی، دانای امور خدایی، عارف به حق، و فرد خداترس و پاکدامن است که گویای پیوند دانش عقلی و شهود قلبی است.
در قرآن
خود کلمه «متأله» در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، ریشه آن (إله) بارها آمده و در تفاسیر فلسفی معاصر (مانند آثار علامه جوادی آملی)، حقیقت انسانِ کمالیافته را با تعبیر «حیّ متأله» (موجود زنده الهی) تبیین میکنند.
نماد چیست
این کلمه ذاتاً یک صفت انسانی و اصطلاح تخصصی در فلسفه و عرفان است و نماد ظاهری یا نشانهشناختی مادی ندارد، بلکه نمادی معنوی از رسیدن به مقام قرب الهی و غرق شدن در معرفت پروردگار است.
جمعبندی و توضیح کامل متاله
واژه مُتَأَلِّه از ریشه عربی «اله» و باب تفعل (تألّه) گرفته شده و در لغت به معنای الهیشدن یا چنگ زدن به ریسمان بندگی است. در فرهنگ لغت و جداول کلمات، این واژه پنجحرفی به عنوان صفت برای افرادی به کار میرود که در دو ساحتِ نظر و عمل به کمال رسیدهاند؛ یعنی هم در دانش الهیات و حکمت ربانی به درجه بالایی دست یافتهاند و هم در زندگی شخصی اهل زهد، عبادت و سلوک عرفانی هستند.
در تاریخ فلسفه اسلامی، اصطلاح «حکیم متأله» جایگاه ویژهای دارد و به دانشمندانی نظیر ملاصدرا یا سهروردی اطلاق میشود که فلسفه را صرفاً یک بحث ذهنی نمیدانستند، بلکه آن را با کشف و شهود قلبی پیوند میزدند. بنابراین، متأله فراتر از یک الهیدان ساده، کسی است که وجودش صبغه و رنگ الهی به خود گرفته است.