یعنی چه
توانایی در زبان فارسی به معنای داشتن نیرو، استطاعت و شایستگی لازم جهت انجام امور است. این واژه از ریشه پارسی میانه (پهلوی) استخراج شده و ساختار آن حاصل ترکیب بن مضارع «توان» به همراه پسوندهای صفتساز و اسمساز است که در مجموع مفهوم دارا بودن پتانسیل و کفاست جسمی یا روحی را افاده میکند.
مترادف
واژههای فوق همگی در بسترها و متنهای مختلف میتوانند به عنوان جانشین یا هممعنی کلمه توانایی به کار روند و ابعاد مختلف نیرومندی جسمانی، ذهنی و مالی را پوشش دهند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه «توانایی» به عنوان یک پاسخ ۷ حرفی برای طراحان سوال با راهنماهایی نظیر قدرت، وسع، طاقت یا قابلیت کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، واژه Ability رایجترین معادل برای تواناییهای عمومی و اکتسابی است، در حالی که Capability بیشتر به پتانسیلهای ساختاری و توسعهیافته اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی مفاهیم متعددی معادل توانایی هستند. برای نمونه در آیه ۲۸۶ سوره بقره، واژه «وُسْع» به معنی توانایی و گنجایش تکلیفی انسان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل توانایی
واژه اصیل و زیبای «توانایی» ریشه در اعماق زبان پارسی میانه دارد و بازتابدهنده مفهوم غنیِ قدرت، قابلیت و شایستگی در ابعاد مادی و معنوی است. این کلمه ترکیبی از بن مضارع فعل توانستن همراه با پسوندهای صفتساز و اسمساز است که ساختاری روان و پرکاربرد را در ادبیات فارسی پدید آورده است.
بررسی واژگانی این مفهوم نشان میدهد که توانایی تنها محدود به نیروی جسمانی نیست، بلکه استعدادهای ذهنی، استطاعت مالی و پتانسیلهای درونی انسان را نیز در بر میگیرد. در نمادشناسی فرهنگی ایران کهن، مفاهیمی چون پرواز شاهین یا ابهت شیر به عنوان مابازاهای اساطیری قدرتمندی و توانایی شناخته میشدند که همواره الهامبخش حرکت، رشد و فراتر رفتن از محدودیتها بودهاند.