معنی
اصل این واژه از شکافتن چیزی از طول میآید؛ به همین دلیل به آفرینشی که گویی پردهٔ تاریک عدم و نیستی را شکافته و نور هستی را بیرون کشیده، «فَطر» میگویند.
یعنی چه
در اصطلاح لغوی و معنوی، فاطر به معنای صانع و مبتکری است که خلقت را آغاز میکند و با شکافتن نیستی، جامه هستی بر تن پدیدهها میپوشاند.
در جدول
کلمه «فاطر» در جدولهای متقاطع معمولاً با سنجههای آفریننده یا نام سورهای از قرآن طراحی میشود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم فاطر در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که بر خلق کردن و آغازگری دلالت دارند.
به عربی
واژه فاطر خود ریشهٔ عربی دارد و از سه حرف (ف ط ر) مشتق شده است و در این زبان به معنای پدیدآورنده نخستین به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل واژگانی چون دادار، آفریننده، پدیدآورنده و کردگار است که مفهوم خلق کردن را میرسانند.
در قرآن
صفت «فاطر» به صورت مضاف در عبارت «فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» ۶ بار در قرآن کریم برای توصیف خداوند آمده است. همچنین سی و پنجمین سورهٔ قرآن نیز به این نام است و مشتقات فعلی آن ۸ بار در آیات ذکر شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل فاطر
واژه «فاطر» از ریشه عربی (ف ط ر) به معنای شکافتن است که در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و المفردات راغب به معنای خالق، پدیدآورنده و نوآفریننده تعبیر شده است. وجه تسمیه ظریف این واژه در خلقت، به شکافتن پردهٔ تاریک عدم و بیرون کشیدن نور هستی اشاره دارد که نشاندهندهٔ آفرینشی اصیل، نخستین و بدون الگوی قبلی است.
این واژه در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که سوره ۳۵ قرآن کریم به نام «فاطر» نامگذاری شده و عبارت «فاطر السماوات و الارض» شش مرتبه در قرآن به عنوان صفتی الهی تجلی یافته است. واژگانی نظیر فطرت، افطار و انفطار نیز همخانوادههای این کلمه به شمار میروند.
در بازیهای جدول و معماها، این کلمه ۴ حرفی به عنوان پاسخ معادل برای آفریننده یا نام سورهای از قرآن کاربرد فراوان دارد و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی با واژههای Creator و Originator همسنگ است.