یعنی چه
جست و خیز به معنای برجستن و برخاستن، پریدن و دویدن به نشاط و انجام حرکتهای سریع، کوتاه و پیدرپی است که معمولاً نشاندهنده بازیگوشی و شادمانی زیاد در کودکان یا حیوانات است.
متضاد
واژههایی که مفهوم مخالف حرکت، پویایی و جنبوجوش شادمانه جست و خیز را میرسانند شامل حالتهای سکون، بیحرکتی و کرختی هستند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت جَستوخِیز (jast-o-khiz) است که از ترکیب بن ماضی فعل جستن و بن مضارع فعل خیزیدن همراه با حرف عطف تشکیل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این راهنمای جدول، کلمه «جست و خیز» است که دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای رساندن مفهوم پریدن و تکاپو از روی شادی و بازیگوشی وجود دارد که بسته به میزان نشاط و نوع حرکت انتخاب میشوند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحاتی مانند قفز و وثب برای پرش، و طفر و نقز برای جهیدن همراه با نشاط و شادمانی استفاده میشود.
به فارسی
این واژه اصالتاً پارسی است و یک اسم مصدر مرکب (ترکیب عطفی) ساختهشده از بن ماضی «جَست» (از جستن) و بن مضارع «خیز» (از خیزیدن) به همراه حرف عطف «و» است که مفهوم تکاپو و بالا و پایین پریدن را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل جست و خیز
واژه «جست و خیز» یک ترکیب عطفی اصیل و زیبای فارسی است که از دو فعل «جستن» و «خیزیدن» ریشه میگیرد. این عبارت در زبان فارسی برای توصیف حرکات سریع، پیاپی و شادمانهای به کار میرود که انسان یا حیوانات از روی سرزندگی و نشاط انجام میدهند. پریدن و ورجهورجه کردن کودکان یا دویدنهای پرانرژی حیواناتی مانند آهو در طبیعت، نمونههای بارز این واژه هستند.
از منظر فرهنگی و ادبی، جست و خیز فراتر از یک حرکت فیزیکی ساده، به عنوان نمادی از جوانی، آزادی، شادابی کودکانه و بیقراری مثبت شناخته میشود. این کلمه حس پویایی و زندگی را به مخاطب منتقل میکند و نقطه مقابل خمودگی و ایستایی است. اگرچه این واژه ریشه فارسی دارد و مستقیم در متون قرآنی نیامده، اما مفاهیم معادل آن همواره در ادبیات برای ستایش شور زندگی به کار رفته است.