یعنی چه
واژه «جَریم» در لغتنامههای معتبر به چند معنی اصلی آمده است؛ در درجه اول به معنای بزهکار، آثم و کسی است که مرتکب جرم شده است. در متون کهن به معنای فرد بزرگتن، تناور و ستبر نیز به کار رفته و در زبان عربی گاه به معنای خرمای چیده و خشکشده نیز معنا میدهد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول و کسر حرف سوم یعنی جَ-رِ-ی-م (jarīm) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «گناهکار»، «بزهکار» یا «تاوان و جریمه» به صورت ۴ حرفی، کلمه «جریم» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در متن، معادلهای انگلیسی آن برای کاربرد صفت گناهکاری و یا تاوان مشخص شده است.
به فارسی
برگردان و معادل خالص فارسی این واژه کلماتی نظیر «بزهکار»، «گناهکار» یا در برخی کاربردهای عامیانه «تاوان» و «جزا» است.
نماد چیست
واژه جریم اسطوره یا نماد فرهنگی خاصی در ادبیات منظوم فارسی ندارد، اما در متون فقهی، دینی و حقوقی نمادی از خطا، جرم، مسئولیت فردی و پذیرش تاوان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جریم
واژه «جَریم» ریشهای عربی از ماده سه حرفی (ج ر م) دارد که در اصل به معنای قطع کردن یا چیدن میوه از درخت بوده و مجازاً به بریدن حق و ارتکاب گناه اطلاق شده است. این واژه در فرهنگهای لغت فارسی مانند دهخدا و معین عمدتاً به عنوان صفت به معنای گناهکار، بزهکار و خاطی ثبت شده است، هرچند در کاربردهای کهنتر یا متفاوت به فرد ستبر و تناور و یا حتی خرمای خشک نیز اشاره دارد.
در زبان عامیانه و با گذر زمان، این کلمه گاهی با واژه «جریمه» همپوشانی معنایی پیدا کرده و به معنای تاوان، جزا یا کیفر مالی و کیفری به کار رفته است. باید توجه داشت که این کلمه با وجود شباهت به مشتقات قرآنی، به صورت مستقل در قرآن نیامده اما ریشه آن بیش از ۶۰ بار در قالب کلماتی چون المجرمین و لاجرم استفاده شده است.
در مجموع، جریم کلمهای چهار حرفی است که در بازیهای جدول و متون حقوقی کهن کاربرد دارد و شناخت دقیق آن به درک بهتر واژگان همخانوادهاش مانند جرم، مجرم و جرایم کمک شایانی میکند.