یعنی چه
در اصطلاح فقهی و حقوقی، به رفتارها، گزینهها یا جریمههای عملی و مالی که از سوی شرع برای جبران، پوشاندن و محو آثار یک تخلف یا گناه واجب شده است، «خصال کفاره» میگویند؛ مانند آزاد کردن بنده، روزه گرفتن یا اطعام فقرا.
تلفظ
این ترکیب به صورت «خِصالِ کَفّاره» تلفظ میشود که شامل واژهٔ خصال (بر وزن فعال) و کفاره (با تشدید روی حرف فاء) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «خصال کفاره» به عنوان پاسخ برای طراحانی که گزینههای جبران گناه یا جریمههای شرعی ۹ حرفی را مد نظر دارند، استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون حقوقی و الهیات انگلیسی، برای رساندن مفهوم گزینهها و روشهای جبران گناه از واژگان مربوط به تجلی و توبه استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و عینا با ساختار اضافه در فقه اسلامی به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق و مفهومی این اصطلاح به زبان فارسی، «انواع جریمههای پاککننده خطا» یا «راهکارهای جبران اشتباه» است.
در قرآن
گرچه خود ترکیب واژگانیِ «خصال کفاره» به طور یکجا در متن قرآن نیامده است، اما مصادیق عملی آن مانند اطعام ده مسکین، پوشاندن لباس یا آزاد کردن بنده (و روزه در صورت عدم توانایی) در آیاتی نظیر آیه ۸۹ سوره مائده برای کفاره قسم ذکر شده است.
جمعبندی و توضیح کامل خصال کفاره
اصطلاح فقهی و حقوقی «خصال کفاره» به مجموعه گزینهها، روشها و جریمههایی اطلاق میشود که قانونگذار اسلام برای جبران و محو آثار وضعی و تکلیفی گناهان یا تخلفات عمدی وضع کرده است. معروفترین این موارد به «خصال ثلاث» یا گزینههای سهگانه شهرت دارند که معمولاً شامل آزاد کردن یک بنده، دو ماه روزه گرفتن متوالی یا اطعام و پوشاندن شصت فقیر میشود.
ریشه لغوی این اصطلاح ترکیبی از «خصال» (به معنی ویژگیها و راهکارها) و «کفاره» (از ریشه کفر به معنی پوشاندن) است؛ چرا که انجام این امور پسندیده، مانع از آشکار شدن اثر زشت گناه در روح انسان و جامعه میشود. فلسفه اصلی وضع این خصال، علاوه بر جنبه تربیتی و خودسازی فرد خاطی، دارای ابعاد اجتماعی و عامالمنفعه عظیمی مانند دستگیری از نیازمندان و فقرا است که روح مسئولیتپذیری را در جامعه تقویت میکند.