یعنی چه
«دام و دانه» در لغت به معنای تله و چینهای است که صیاد برای جلب توجه و اسیر کردن پرندگان استفاده میکند. در مفهوم کنایی و ادبی، این عبارت به هر نوع وسیله فریب، حیله، و وسوسههای دنیوی اشاره دارد که ظاهری جذاب (دانه) اما باطنی مایه گرفتاری (دام) دارند.
تله و طعمه، وسیله فریب و حیله، و کنایه از وسوسههای مادی دنیوی.
این ترکیب عطفی در زبان فارسی با واو عطف تلفظ میشود؛ به صورت دَام (dām) + وَ (o) + دَانِه (dāne).
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۸ حرف) خودِ «دام و دانه» است. طراحان جدول معمولاً آن را به عنوان نشانه مکر، تله و طعمه یا فریب مطرح میکنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از ترکیبهایی استفاده میشود که هم بخش تله (Trap/Snare) و هم بخش طعمه (Bait/Seed) را پوشش دهند.
به فارسی
واژههای هممعنی و مترادف این ترکیب شامل «دام و چینه»، «تله و طعمه»، «مکر و حیله» و «فریب و بند» هستند. از نظر مفهوم متضاد، واژگانی مانند «وارستگی»، «رهایی» و «آزادی» در نقطه مقابل آن قرار میگیرند. همچنین کلماتی مانند دامگستر، دامگه، دانهخوار و بیدانه از همخانوادههای اجزای آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عرفانی، این عبارت نماد برجسته طمع انسان و خطرات نفسانی است. «دانه» نماد لذتهای زودگذر دنیا، مادیات یا خال معشوق است و «دام» نماد گرفتاری در بند تعلقات یا زلف معشوق جلوه میکند؛ چنانکه مولانا میفرماید: «صد هزاران دام و دانه است ای خدا / ما چو مرغانِ حریصی بینوا».
جمعبندی و توضیح کامل دام و دانه
عبارت «دام و دانه» یکی از ترکیبات کنایی و بسیار پرکاربرد در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران است. این واژه در اصل به ابزار کار صیادان برای صید پرندگان (تله و چینه) اشاره دارد، اما شاعران و عارفان بزرگ مانند مولانا از آن برای توصیف وضعیت انسان در جهان مادی استفاده کردهاند. در این تصویرسازی، جلوههای زیبای دنیا به دانهای تشبیه میشوند که مرغِ حریصِ جانِ انسان را وسوسه میکند، در حالی که در پس این دانه، دامی پنهان برای اسارت او تعبیه شده است.
این اصطلاح امروزه نیز در زبان فارسی به عنوان ضربالمثل یا کنایه برای هشدار دادن در مورد حیلهها، فریبهای اجتماعی، اقتصادی یا اخلاقی به کار میرود. بررسی ریشهشناختی اجزای آن نشان میدهد که هر دو واژه «دام» و «دانه» قدمتی طولانی داشته و از زبان پهلوی و فارسی میانه به یادگار ماندهاند که نشاندهنده اصالت این تعبیر در تفکر ایرانی است.