یعنی چه
عبارت «دشمن داشتن» در زبان فارسی دارای دو معنای تفکیکشده است؛ یکی به مفهوم داشتن خصم و کسی که با انسان عداوت و کینه دارد، و دیگری به معنی کراهت، نفرت داشتن و مبغوض داشتن کسی یا چیزی.
تلفظ
این عبارت فعلی مرکب به صورت [دُشْ مَنْ داشتَنْ] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مفهوم بسته به تعداد حروف درخواستی میتواند خود واژه یا واژههایی چون عداوت و خصومت باشد.
به انگلیسی
برای مفهوم داشتن خصم از عبارتی مانند To have an enemy و برای مفهوم تنفر شدید از To hate یا To detest استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بافت معنایی، معادلهای دقیق شامل لَدَیهِ عَدُوّ (برای وجود خصم) یا افعالی مانند أَبْغَضَ و مَقَتَ (برای کراهت و بغض) به کار میرود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و اساطیر، داشتن دشمن با نماد حیواناتی چون مار (دشمن خانگی و پنهان)، عقرب و گرگ (دشمن آشکار) شناخته میشود. در ادبیات نیز «خار» در تقابل با گل، و رنگهای قرمز تیره یا سیاه نماد کینه و خصومت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل دشمن داشتن
مصدر مرکب «دشمن داشتن» در زبان فارسی ریشهای کهن دارد. جزء اول آن یعنی «دشمن» از زبانهای ایران باستان (فارسی میانه و اوستا) سرچشمه میگیرد که از دو بخش «دش» (به معنی بد و زشت) و «من» (به معنی اندیشه و ذهن) تشکیل شده و در اصل به معنای «بداندیش» است.
این واژه در تعاملات زبانی و فرهنگی هم به صورت عینی (وجود فردی که با انسان خصومت دارد) و هم به صورت ذهنی و قلبی (کراهت و بیزاری شدید از یک رفتار یا شخص) کاربرد دارد. در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، مفهوم مبغوض داشتن و ناپسند شمردن نیز برای مشتقات آن ذکر شده است.
در حوزه مفاهیم دینی و قرآنی، گرچه عین عبارت فارسی نیامده، اما مفاهیمی نظیر «عداوت» (مانند دشمنی شیطان) و «مقت و شنآن» (به معنی دشمن داشتن و بغض شدید) دقیقاً با این اصطلاح همپوشانی دارند و در فرهنگ و ادبیات با نمادهایی چون مار و خار به تصویر کشیده میشوند.