معنی
در زبان فارسی کهن، رکو (یا رُکو) به معنای پارچهٔ کهنه، لته، ژنده، پینه و جامهٔ یکلا و ساده است. همچنین در مصدر عربی (رَکْو) به معانی چاه کندن، اصلاح کردن کار و تأخیر نمودن آمده است.
یعنی چه
این واژه در ادبیات و متون قدیمی اشاره به تکهای از جامه یا پارچهای فرسوده دارد که معمولاً نماد سادگی، فقر یا زهد است.
مترادف
واژههای فوق در متون کلاسیک فارسی به عنوان هممعنی این کلمه به کار رفتهاند.
متضاد
در تقابل معنایی با پارچه کهنه، واژههای مربوط به لباسهای نو و فاخر قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات از نظر ریشهشناسی یا صورتهای گوناگون نوشتاری با رکو همبستگی دارند. توجه شود که این واژه با کلماتی مثل رکوع و راکع (از ریشه ر ک ع) همخانواده نیست.
ریشه
ریشه دقیق آن در فارسی کلاسیک کاملاً روشن نیست؛ یک وجه آن به عنوان اسم ذات فارسی (پارچه کهنه) شناخته میشود و وجه دیگر آن به عنوان مصدر عربی از ریشه (ر ک و) در لغتنامهها ثبت شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
برای معانی مصدری عربی آن نیز میتوان از واژههایی نظیر Digging (کندن) یا Postponement (تأخیر) استفاده کرد.
به فارسی
برگردان و برابرهای دقیق این واژه در زبان فارسی امروز همان لته، جامه پاره و خرقه است.
جمعبندی و توضیح کامل رکو
واژه «رکو» از کلمات کهن و اصیل در فرهنگ لغات فارسی است که امروزه کاربرد زنده و روزمرهای ندارد. این واژه در متون ادبی گذشته بیشتر به معنی پارچه کهنه، لته، جامه فرسوده و ژنده به کار میرفته و در ادبیات صوفیانه و اشعار شاعران بزرگ، به عنوان نمادی از فقر، زهد، خاکساری و خرقهپوشی درویشان تجلی یافته است.
از سوی دیگر، این واژه یک وجه عربی نیز دارد که به صورت مصدر (رَکْو) به معنی چاه کندن یا تأخیر در کار آمده است. لازم به ذکر است که کلمه ۳ حرفی «رکو» نباید با واژههای قرآنی مانند رکوع، راکع و ارکعوا که از ریشه (ر ک ع) هستند اشتباه گرفته شود؛ زیرا رکو در قرآن کریم به کار نرفته و هویتی مستقل دارد.