یعنی چه
در لغت و اصطلاح حقوقی، فقهی و روانشناختی، این عبارت به معنای داشتن توانایی ذهنی برای درک ماهیت رفتار، تشخیص سود از زیان و تمایز بخشیدن میان کار درست و نادرست است. در ادبیات حقوقی به فردی که واجد این ویژگی باشد، «ممیز» یا «رشید» میگویند.
تلفظ
این عبارت به صورت [دارایِ قُوّهیِ تَمْییز] تلفظ میشود. واژه «قوه» دارای تشدید روی حرف واو و «تمیز» بر وزن تفعیل است.
در جدول
پاسخ این عبارت در جدول خودِ «دارای قوۀ تمیز» با ۱۲ حرف است. واژگان مترادف دیگری چون «ممیز» یا «رشید» نیز با توجه به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم اصطلاحی از واژگانی نظیر Discerning یا عبارتهای حقوقی مانند Compos mentis استفاده میشود.
به عربی
در حقوق و فقه اسلامی، از تعابیری همچون «ذو أهلیة التمییز» یا اصطلاح خلاصه شدهٔ «ممیز» برای توصیف این حالت استفاده میکنند.
در قرآن
عین عبارت «دارای قوهٔ تمیز» در قرآن نیامده است، اما ریشه آن به صورت فعل در آیه ۵۹ سوره یس («وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ») به معنی جدا شدن به کار رفته است. همچنین قرآن از نظر مفهومی برای این ویژگی از واژگانی مثل «رُشد» (آیه ۶ سوره نساء) یا «فُرقان» (قدرت جداسازی حق از باطل) استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل دارای قوۀ تمیز
اصطلاح «دارای قوهٔ تمیز» یک تعبیر کلیدی و کاربردی در حوزههای حقوق، فقه و روانشناسی است که به توانایی ذهنی و درونی یک فرد برای تفکیک امور از یکدیگر اشاره دارد. فردی که واجد این قوه است، میتواند سود را از زیان و رفتارهای درست را از رفتارهای مجرمانه یا اشتباه بازشناسد و عواقب عملکرد خود را بسنجد.
از نظر ریشهشناسی، واژه «تمیز» از ریشه عربی (م ی ز) در باب تفعیل گرفته شده که به معنای جدا کردن است. در قوانین حقوقی، سن و سال و سلامت روانی از معیارهای اصلی احراز این قوه در افراد به شمار میروند و در صورت نبود آن، فرد «غیرممیز» یا «محجور» شناخته میشود.