یعنی چه
در زبان فارسی، صورتگر به هنرمندی گفته میشود که به خلق تصاویر، نقاشیها یا مجسمهها میپردازد. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی بارها به معنای آفریدگار، نقاش چین و نگارگر ماهر به کار رفته است.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای خلقکننده اثر هنری دیداری با صورتگر همپوشانی دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ص و ر) یا در ساختار ترکیبی با آن مشترک هستند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «صورت» (با ضمه روی ص) و پسوند فاعلی «گر» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «نقاش یا چهرهپرداز»، واژه ۶ حرفی «صورتگر» مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به نوع هنر (نقاشی یا مجسمهسازی)، معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشوند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، صورتگر غایی و حقیقی خداوند است که جهان و انسان را به نیکوترین شکل تصویر کرده است. همچنین این کلمه نمادی از دقت، ظرافت و بازتاب زیباییهای جهان در قالب هنر است.
جمعبندی و توضیح کامل صورتگر
واژه «صورتگر» یکی از اصطلاحات اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در ترکیب کلمه عربی «صورت» و پسوند فاعلی فارسی «گر» دارد. این کلمه در درجه اول به معنای نقاش، رسام و مجسمهساز است؛ یعنی کسی که ایدهها و اشکال ذهنی یا واقعی را روی بوم، سنگ یا هر بستر دیگری جان میبخشد و به آنها کالبد ملموس میدهد.
در تاریخ ادبیات ایران، شعرای بزرگی چون حافظ، سعدی و مولانا از واژه صورتگر نهتنها برای وصف هنرمندان زمینی (مانند نقاشان نامدار چین و ارژنگ مانی)، بلکه به عنوان صفت و استعارهای برای پروردگار استفاده کردهاند؛ چرا که خداوند را بزرگترین صورتگر هستی میدانند که انسان و طبیعت را با بیشترین جزئیات و زیبایی آفریده است.
امروزه این واژه با وجود کاربرد کمتر در زبان محاورهای روزمره، همچنان جایگاه هنری و ادبی خود را حفظ کرده است و در متون تخصصی هنر، شعر و همچنین به عنوان یکی از کلمات پرکاربرد و کلیدی در جدولهای کلمات متقاطع شناخته میشود.