یعنی چه
عجور در واژهنامههای فارسی به نوعی گیاه و صیفیجات از تیرهٔ کدوئیان اشاره دارد که شامل کنبزه (خربزه کال)، خیار چنبر یا خربزه گرگینهمانند میشود. همچنین در جغرافیا، نام یک روستای قدیمی و تخلیهشده در نزدیکی الخلیل فلسطین است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح عین و ضم و تشدید جیم یعنی (عَجُّور) تلفظ میشود و واژهای معرب است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول دربارهٔ خربزه کال، کنبزه یا خیار چنبر، واژه «عجور» یک پاسخ دقیق چهار حرفی است.
به انگلیسی
برای بخش گیاهشناسی از اصطلاحات Snake cucumber یا Armenian cucumber استفاده میشود و برای نام جغرافیایی آن حروفنویسی Agur یا Ajjur به کار میرود.
به عربی
این واژه در اصل عربی (معرب) است و در گویشهای شامی و متون قدیمی عربی به معنای خیار یا خربزه کال به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی واژه Acur دقیقاً به معنای خیار چنبر یا خیار ارمنی استفاده میشود که همریشه با واژه معرب عجور است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل کنبزه، کالک، خیار ترخون، خیار زهره و خربزه خراسان است.
جمعبندی و توضیح کامل عجور
واژه «عجور» یک کلمه معرب از ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا و هوشیار به ثبت رسیده است. این کلمه در درجه اول دلالت بر نوعی صیفیجات از تیره کدوئیان دارد که در فارسی به آن کنبزه، کالک یا خربزه کال میگویند. در زبانهای همسایه مانند ترکی نیز این واژه با اندکی تغییر به صورت «Acur» به معنای خیار چنبر به کار میرود.
علاوه بر کاربرد گیاهشناسی، عجور کاربرد جغرافیایی نیز دارد و نام یک روستای تاریخی و قدیمی در نزدیکی الخلیل فلسطین است که اکنون تخلیه شده است. باید توجه داشت که این واژه در متن قرآن کریم کاربرد ندارد و نباید آن را با واژههای مشابهی مثل عجوز (پیرزن) یا اجر (پاداش) اشتباه گرفت. در بازیهای شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، عجور یک پاسخ کلیدی چهار حرفی برای راهنمای «خربزه کال» یا «کنبزه» محسوب میشود.