یعنی چه
این واژه در لغت به معنی کسی است که طبع و سرشت روباه را دارد. در ادبیات فارسی به عنوان کنایه برای دو ویژگی بارز به کار میرود: نخست مکر، فریبکاری و دغلبازی، و دوم ترس، بزدلی و کمدلی در برابر افراد قدرتمندتر.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مرکب به صورت «روبِـهْ مَـزاج» است که در آن واژه اول به سکون یا کسره خفیف پایانی ختم شده و به کلمه بعدی متصل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۸ حرف دارد. طراحان جدول معمولاً از راهنماهایی مانند «حیلهگر»، «روباهصفت» یا «شخص بزدل» برای دسترسی به این واژه استفاده میکنند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده کرد؛ واژههای مکر و خدعه با Cunning و صفت ترس با Cowardly همپوشانی دارند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم کنایی، از ترکیب طبع ثعلب (روباه) یا صفات مستقیمی مثل مخادع و جَبان استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و واژگان جایگزین فارسی این صفت شامل روباهطبیعت، حیلهگر، بزدل، کمدل و شغالطبع هستند که همگی بار معنایی منفیِ ضعف یا فریبکاری را دوش میکشند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک، این واژه به طور دوگانه نماد حیلهگری اجتماعی و همچنین کرنش، بزدلی و ترس مفرط در مواجهه با سختیها یا افراد قدرتمند (مانند شیر) است.
جمعبندی و توضیح کامل روبه مزاج
واژه «روبهمزاج» یک صفت مرکب اتباعی و کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب «روبه» (مخفف روباه با ریشه پارسی میانه) و «مزاج» (واژه عربی به معنی طبع و آمیزه) ساخته شده است. این کلمه در ادبیات برای توصیف افرادی به کار میرود که به جای شجاعت و صداقت، از درِ حیلت و فریب وارد میشوند یا در برابر صاحبان قدرت، روحیهای ترسو و بزدلانه از خود نشان میدهند. مولوی در شعر معروف خود میفرماید: «آنکه شیران را کند روبهمزاج / احتیاج است، احتیاج است، احتیاج» که نشاندهنده تغییر رفتار شجاعان به سمت بزدلی در اثر نیاز است.
از نظر ساختار کلماتی، این واژه کاملاً فارسی و کاربردی سنتی دارد و ریشه بیگانه غربی ندارد. جزء دوم آن یعنی مزاج، در قرآن کریم نیز به معنای آمیزه نوشیدنیهای بهشتی آمده است، هرچند خود ترکیب روبهمزاج در قرآن سابقه ندارد. در بازیهای جدول، این کلمه به عنوان یک پاسخ ۸ حرفی کلاسیک شناخته میشود.