یعنی چه
دوگرایی در اصطلاح فلسفی و کلامی به معنای باور به وجود دو جوهر، اصل یا نیروی کاملاً متمایز و مستقل از یکدیگر در ساختار جهان است. این مفهوم در فلسفه معمولاً به تفکیک مطلق میان ذهن و بدن، و در حوزه دین به تقابل یا همزیستی دو مبدأ خیر و شر (ثنویت) اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت [do-garā-yī] تلفظ میشود که متشکل از عدد «دو»، بن مضارع «گرا» و پسوند مصدری «یی» است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه «دوگرایی» یک کلمه ۷ حرفی است. از مترادفهای رایج آن در جدول میتوان به «ثنویت» و «دوگانگی» اشاره کرد.
به انگلیسی
معادل اصلی این اصطلاح در زبان انگلیسی Dualism است که از ریشه لاتین آن مشتق شده و در متون تخصصی فلسفی و روانشناختی به کار میرود.
به فارسی
واژههای «دوگانهگرایی»، «دوگانهانگاری» و «دوگانگی» دقیقترین برگردانها و مترادفهای فارسی این اصطلاح معاصر هستند. همچنین واژه دیرینهتر «ثنویت» (وامواژه عربی) در متون کهن دینی و کلامی برای همین معنا استفاده میشود.
نماد چیست
نماد سنتی و منحصربهفردی در فرهنگ فارسی برای این واژه وضع نشده است؛ اما در سطح جهانی و فلسفی، نماد معروف «یین و یانگ» در فلسفه شرق، بهترین جلوه تصویری برای نمایش دوگانهگرایی و تعامل دو نیروی متضاد و مکمل به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دوگرایی
واژه «دوگرایی» یک اصطلاح ترکیبی و ساختگی در زبان فارسی معاصر است که از ترکیب عدد «دو» و بن مضارع «گراییدن» حاصل شده است. این واژه در دو حوزه اصلی فلسفه و دین کاربرد برجستهای دارد؛ در فلسفه (بهویژه فلسفه دکارت) بیانگر مرزبندی و استقلال کامل میان امر مادی (بدن) و امر غیرمادی (ذهن) است و در دینشناسی به باورهایی اشاره میکند که جهان را صحنه نبرد یا تعامل دو مبدأ مستقل (مانند اندیشه ثنویت در آیینهای باستانی) میدانند.
از نظر ساختار زبانی، این واژه کاملاً فارسی و دارای ۷ حرف است. مفهوم مقابل آن «یگانهگرایی» یا مونیسم نام دارد که کل هستی را برخاسته از یک جوهر واحد میداند. اگرچه در متون دینی اسلامی مانند قرآن این واژه صراحتاً نیامده، اما مفهوم معادل آن یعنی ثنویت همواره در تقابل با اصل توحید بررسی و نقد شده است.