یعنی چه
ترکیب وصفی «چشمهای خمار» (یا خمارآلود) به چشمانی دلالت دارد که پلکهای آن کمی افتاده و سست است. این حالت که در ادبیات فارسی از نشانههای بارز زیبایی و جذابیت معشوق به شمار میرود، حس بیحالی ظریف، مستی، خستگی دلنشین یا رازآلودی را به مخاطب القا میکند و لزوماً به معنای خوابآلودگی واقعی یا بیماری نیست.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۱۰ حرف با احتساب فاصله) خودِ «چشم های خمار» یا کلماتی نظیر «مخمور»، «نرگس» و «چشم مست» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این حالت جذاب و متمایل به خوابآلودگی از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «فتور» به معنای سستی، دقیقترین معادل برای توصیف خماری و ناز چشم است.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی واژه مخمور را به صورت وامواژه برای توصیف این حالت چشم به کار میبرد.
در قرآن
عین عبارت «چشم خمار» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، ریشه واژه یعنی «خَمر» (به معنی شراب) بارها ذکر شده است. همچنین در توصیف حوران بهشتی از عبارت «حُورٌ عِينٌ» (زنان درشتچشم) استفاده شده که برخی مفسران آن را به چشمان باحیا، جذاب و نافذ تعبیر کردهاند که شباهت ساختاری به مفهوم خماری در شعر فارسی دارد.
نماد چیست
در ادبیات عاشقانه فارسی، این چشمها نماد ناز، کرشمه، بیاعتنایی دلبرانه و در عین حال کشش بیحد معشوق است که عاشق را مجذوب میکند. در اصطلاح عرفانی، چشم خمار نماد «جذبه الهی» و تحیر است؛ یعنی حالتی که سالک در اثر شهود حق از خود بیخود شده و در مستیِ این شهود فرو میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چشم های خمار
اصطلاح «چشمهای خمار» یکی از زیباترین و پرکاربردترین ترکیبات وصفی در فرهنگ، زبان عامیانه و ادبیات کلاسیک فارسی است. این تعبیر به چشمانی اشاره دارد که با حالتی نیمهباز، سست و افتادگی ظریف پلکها، حسی شبیه به مستی ملایم یا خوابآلودگی دلنشین را تداعی میکنند. ریشه این واژه از کلمه عربی «خمار» (حالت سستی پس از پریدن مستی شراب) گرفته شده، اما در زیباشناسی ایرانی به نمادی از جذابیت، گیرایی و اصالت چهره تبدیل شده است.
در شعر و عرفان ایرانی، چشم خمار جایگاه ویژهای دارد. شاعران کلاسیک مانند حافظ و سعدی بارها از چشم مخمور یا مست برای توصیف ناز و کرشمه معشوق استفاده کردهاند. در نگاه عارفانه نیز این حالت چشم، نشانهای از جذبه الهی و مستی سالک در اثر شهود حق تعبیر میشود که عقل را زائل کرده و دل را میرباید.