یعنی چه
مواخذه شدن به معنای گریبانگیر شدن، مورد بازخواست و سرزنش قرار گرفتن، و تنبیه شدن به خاطر انجام دادن خطایی است که شخص باید پاسخگوی آن باشد.
تفهیم تلفظ
این واژه در اصل به صورت «مؤاخذه شدن» نوشته میشود و تلفظ صحیح آن با ضمه روی میم و همزهٔ ساکن یا کشیده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر توبیخ شدن، عتاب شدن، سرزنش شدن یا واخواست شدن به عنوان هممعنی استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عبارات فوق برای رساندن مفهوم بازخواست رسمی یا دوستانه به کار میروند.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و از باب مفاعله از ریشه «أ خ ذ» به معنی گرفتن گریبان کسی به خاطر گناهش مشتق شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل بازخواست شدن، ملامت شدن، واخواست شدن، توبیخ شدن، و مورد عتاب قرار گرفتن هستند. متضاد آن نیز کلماتی مانند بخشیده شدن، عفو شدن و معاف شدن است.
در قرآن
این مفهوم به صورت فعلی در قرآن کریم بارها آمده است؛ مانند آیه ۲۸۶ سوره بقره: «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا» (پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را مجازات مکن) و همچنین در آیه ۷۳ سوره کهف از زبان حضرت موسی.
جمعبندی و توضیح کامل مواخذه شدن
واژه «مواخذه شدن» (که املای دقیق و ساختاری آن مؤاخذه شدن است) یک اصطلاح اخلاقی، حقوقی و تربیتی به شمار میرود که ریشه در زبان عربی و فرهنگ قرآنی دارد. این کلمه در اساس به معنای دامنگیر شدن اشتباهات، بازخواست شدن و مورد توبیخ و سرزنش قرار گرفتن به خاطر انجام یک خطا، گناه یا کوتاهی در وظایف است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، مواخذه شدن زمانی به کار میرود که فرد باید در برابر یک مقام بالاتر، دادگاه، یا وجدان خود پاسخگوی رفتارهایش باشد. معادلهای فارسی آن مانند بازخواست و توبیخ، به خوبی بار معناییِ سنگین و جدی این کلمه را منتقل میکنند، به طوری که در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان همخانوادههای کلیدی شناخته میشوند.