یعنی چه
جگرسوز در زبان فارسی به هر امر، صدا، ناله یا مصیبتی گفته میشود که بهشدت دل و جان انسان را متأثر کند و اندوهی عمیق و جانگداز بر قلب وارد سازد.
مترادف
این واژهها همگی در ادبیات فارسی برای توصیف حالات و پدیدههایی به کار میروند که اوج اندوه و تأثر را به همراه دارند.
تلفظ
واژه جگرسوز از نظر آوایی به صورت صفت مرکب قرائت میشود که بخش اول آن جگر (با فتح جیم و گاف) و بخش دوم آن سوز (بن مضارع سوختن) است.
در جدول
پاسخ دقیق و ۶ حرفی برای کلماتی با مفهوم مصیبت شدید در جدول، واژه «جگرسوز» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال این مفهوم ادبی و احساسی عمیق، بیشتر از واژههای ترکیبی مرتبط با قلب (Heart) استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عباراتی مانند Yürek yakıcı دقیقاً معادل کلمه به کلمه و معنایی جگرسوز در فارسی هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، جگر به عنوان مرکز و نماد عواطف عمیق، عشق و تحمل انسان شناخته میشود. سوختن جگر استعاره از بالاترین حد از دست رفتن تاب و توان و تحمل داغی عظیم است.
جمعبندی و توضیح کامل جگرسوز
واژه «جگرسوز» یکی از اصطلاحات اصیل و پرکاربرد در ادبیات غنایی و مرثیهسرایی زبان فارسی است. این واژه صفت مرکب فاعلی مرخمی است که از ترکیب «جگر» و بن مضارع «سوز» ساخته شده و در اصل به معنای جگرسوزاننده است. این کلمه به خوبی عمیقترین سطوح درد، رنج و اندوه عاطفی انسان را که فراتر از یک ناراحتی ساده است، به تصویر میکشد.
در کاربردهای اجتماعی و فرهنگی، این صفت معمولاً همراه با واژههایی چون ناله، آه، داغ، خبر یا مصیبت میآید تا عمق فاجعه یا شدت حزن آن رویداد را به مخاطب منتقل کند. از آنجا که جگر در باور سنتی ایرانیان کانون احساسات عمیق قلمداد میشده، آسیب دیدن یا سوختن آن نشاندهنده لبریز شدن ظرفیت تحمل انسان در برابر مصائب بزرگ نظیر از دست دادن عزیزان است.