یعنی چه
در لغت به کسی میگویند که مروارید و سنگهای قیمتی را از صدف یا کف دریا جمع میکند (غواص). در مفهوم کنایی و ادبی، به شخص سخنسنج، نکتهدان و خوشسخنی اطلاق میشود که کلمات فصیح و ارزشمند را برای گفتار خود برمیگزیند.
تلفظ
این واژه مرکب در زبان فارسی به دو صورت تلفظ میشود؛ شکل اصیل آن «گَوهر چین» و صورت مخفف و روانتر آن در شعر و ادب «گُهر چین» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «گوهر چین» با ۷ حرف است. بسته به راهنمای جدول، معادلهای آن مانند «غواص» یا «سخنسنج» نیز به کار میروند.
به انگلیسی
برای مفهوم فیزیکی و لغوی واژه از اصطلاح Pearl-diver استفاده میشود و برای توصیف ویژگی کنایی آن در ادبیات، عباراتی چون Wordsmith یا Connoisseur of words به کار میروند.
به فارسی
واژگان جایگزین و هممعنی فارسی برای این صفت مرکب شامل مرواریدربا، گوهرجو، غواص، سخنسنج، نکتهدان و سرهکننده (جداکننده سره از ناسره) هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی (مانند اشعار حکیم سنایی و خاقانی)، این کلمه نماد انسانهای حقیقتجو و اصیلی است که به دنبال کشف حقایق ارزشمند هستند. همچنین به عنوان نمادی برای آسمان که ستارگان را مانند گوهر در خود میچیند، استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر چین
واژه «گوهر چین» (یا مخفف آن گهرچین) یک صفت مرکب مرخم و اصیل فارسی است که از ترکیب دو بخش «گوهر» (با ریشه پهلوی) و «چین» (بن مضارع چیدن) ساخته شده است. این واژه در لغت به معنای کسی است که مروارید و سنگهای قیمتی را از کف دریا یا درون صدفها جمعآوری میکند و معادل غواص یا غطاس به شمار میرود.
در ادبیات معنوی و شعر کهن پارسی، این واژه بار کنایی بسیار زیبایی به خود گرفته و به معنای سخنسنج، نکتهسنج و فرد فصیحی است که واژگان نغز و گرانبها را برای کلام خود برمیگزیند. حکیم سنایی در اشعار خود از این اصطلاح برای توصیف زیبایی آسمان ستارهنشان بهره برده است. این واژه کاملاً ایرانی بوده و نمونه قرآنی ندارد.