یعنی چه
این واژه فعل ماضی ساده (گذشته) در صیغه سوم شخص مفرد است که به معنای ابراز شادی و نشاط با گشودن لبها و گاه تولید صدایی خاص، یا شکفته شدن گل به کار میرود.
مترادف
در متون ادبی و کهن، واژههای ضحک و ابتسام نیز به عنوان معادلهای عربی آن استفاده شدهاند.
متضاد
در معنای حقیقی، گریستن و در معنای مجازی (مانند احوال گل و طبیعت) پژمردن و خشکیدن متضاد آن است.
هم خانواده
تمامی این واژهها دارای ریشه مشترک «خند» هستند که در ساختار کلمات مشتق و مرکب به کار میرود.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح خاء (خَ)، سکون نون (نْ) و کسر دال (دِ) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر به دنبال فعل ماضی پنج حرفی به معنی خنده کرد باشید، پاسخ دقیق آن خندید است.
به انگلیسی
برای بیان حالت گذشته فعل خندیدن در زبان انگلیسی از واژه Laughed استفاده میشود.
به عربی
ریشه عربی ضحک در قرآن کریم نیز به کار رفته است؛ مانند آیه ۷۱ سوره هود که به خندیدن حضرت ساره اشاره دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، فعل Güldü دقیقاً معادل زمان گذشته سوم شخص مفرد (خندید) است.
نماد چیست
خندیدن در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد بیرونی حالات مثبت روحی مانند صلح، سبک شدن روح و بهار است. با این حال، در برخی متون عرفانی و ادبی گاهی به معنای مجاز از غفلت، یا در ترکیب «به کسی خندیدن» نشانه ریشخند و تمسخر نیز واقع میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خندید
واژه «خندید» یک فعل اصیل، پرکاربرد و ریشهدار در زبان فارسی است که پیشینه آن به زبان پارسی میانه (پهلوی) و واژه Xandīdan برمیگردد. این کلمه از نظر ساختار صرفی، سوم شخص مفرد در زمان ماضی ساده است و برای بیان بروز رفتار خنده یا حالت شکوفایی در زمان گذشته استفاده میشود.
این واژه افزون بر معنای حقیقی خود که نشاندهنده شادی، کاهش تنش و برقراری ارتباط صمیمانه انسانی است، در ادبیات فارسی از بار معنایی و نمادین گستردهای برخوردار است؛ به طوری که باز شدن و به بار نشستن گلها را نیز با استعاره از آن، «خندیدن گل» مینامند. گرچه خود این واژه فارسی در متن قرآن وجود ندارد، اما معادلهای دقیق عربی آن مانند «ضَحِکَ» در آیات متعددی با مضامین انسانی و روایی آمده است.