یعنی چه
یادگار پرستی در دو حوزه کارکرد دارد: در روانشناسی (فتیشیسم) به معنی وابستگی شدید روانی و جنسی به اشیای بیجان (مثل کفش و لباس) یا بخشهای غیرجنسی بدن است. در انسانشناسی و تاریخ ادیان، به معنی باور به وجود نیروی جادویی و ماوراءطبیعی در اشیای مادی، طلسمها یا بازماندههای گذشتگان و ارادت افراطی به آنهاست.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «یادگار» (بر وزن دادار) و «پرستی» (مصدر جعلي از پرستیدن) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فتیشیسم یا بتوارهپرستی»، کلمه ۱۱ حرفی «یادگار پرستی» مد نظر است.
به انگلیسی
واژهٔ Fetishism در زبان انگلیسی برای هر دو مفهوم روانشناختی و انسانشناسی استفاده میشود.
به فارسی
این واژه یک معادلسازی معاصر در زبان فارسی است که از ترکیب «یادگار» (ریشه پهلوی ayātkār) و «پرستی» ایجاد شده است تا مفاهیمی چون فتیشیسم و بتوارهگرایی را پوشش دهد.
نماد چیست
این اصطلاح نماد سنتی یا مذهبی خاصی ندارد؛ اما در رسانهها و متون علمی، اشیایی مثل کفش پاشنهبلند، ماسک یا لباسهای چرمی و لاتکس به عنوان نماد بصری یادگارخواهی (فتیشیسم) شناخته میشوند.
معنی انگلیسی/خارجی
اصطلاح فتیشیسم (Fetishism) در اصل از واژه پرتغالی «feitiço» به معنی شیء جادویی یا طلسم گرفته شده است. این مفهوم ابتدا توسط مردمشناسان برای توصیف عقاید قبایلی که اشیای بیجان را دارای نیروی خدایی میدانستند به کار رفت و بعدها توسط آلفرد بینه و زیگموند فروید وارد حوزه روانپزشکی و روانکاوی شد تا نوعی خاص از کشش روانی را توصیف کند.
جمعبندی و توضیح کامل یادگار پرستی
یادگار پرستی یا فتیشیسم یک واژه با دو کاربرد کاملاً متمایز در علوم انسانی است. در رویکرد تاریخی و مذهبی، این اصطلاح به دوران باستان و باورهای توتمی بازمیگردد که در آن انسانها برای اشیای مادی، بازماندههای مقدسین یا طلسمها، قدرتی ماوراءطبیعی قائل بودند. در این معنا، اصطلاح مذکور همردیف بتپرستی و صنمپرستی قرار میگیرد.
در روانشناسی مدرن، یادگار پرستی به عنوان یک تمایل یا اختلال روانی تعریف میشود که در آن تمرکز عاطفی و برانگیختگی جنسی فرد به جای یک شریک انسانی، بر روی یک شیء بیجان (مانند پوشاک خاص) یا یک بخش غیرجنسی از بدن معطوف است. نگارش و بررسی این موضوع در منابع علمی همواره با رویکردی دانشنامهای، بیطرف و به دور از قضاوت انجام میشود تا ابعاد رفتاری آن تبیین گردد.