معنی
تکبر به معنای بزرگی به خود گرفتن، خود را بالاتر و برتر از دیگران دیدن، و کوچک شمردن و تحقیر مردم در رفتار و گفتار است.
یعنی چه
تکبر حالت روانی و رفتاری است که در آن فرد با تکیه بر پندارهای موهوم، خود را از بقیه انسانها منزهتر، بالاتر و شایستهتر میپندارد و نسبت به پذیرش حق سرکشی میکند.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم خودپسندی، ادعای بزرگی و رفتارهای ناشی از خودبزرگبینی دلالت دارند.
متضاد
این واژهها بازتابدهندهٔ حالت شکستگی نفس، فروتنی در برابر حق و احترام آمیخته با مساوات نسبت به دیگران هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ سه حرفی عربی «کبر» مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون بزرگی، عظمت و ادعای بزرگی مرتبط هستند.
ریشه
این واژه از ریشهٔ ثلاثی مجرد «کبر» (کبُر) به معنی بزرگ شدن و عظمت یافتن آمده است. در باب تفعّل، «تکبّر» به معنای خود را بزرگ نشان دادن و تظاهر به بزرگی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «تکبر» خود دارای ۴ حرف است. کلمات مترادف آن مانند غرور و نخوت نیز کاربرد زیادی در پاسخها دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، واژه arrogance دقیقترین معادل برای تکبرِ منفی و آمیخته با تحقیر دیگران است. کلمه pride نیز هم به معنای غرورِ ممدوح (افتخار) و هم به معنی تکبر به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تکبر
تکبر یکی از رذایل اخلاقی بنیادین در متون دینی، ادبی و عرفانی است که به معنای خودبزرگبینی باطل و تحقیر دیگران تعبیر میشود. این واژه که از ریشه عربی «کبر» بر وزن تفعّل ساخته شده، بازتابدهنده حالتی است که فرد تلاش میکند عظمت و بزرگی تصنعی و نامشروعی را به خود نسبت دهد. در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، تکبر به عنوان نخستین گناه و صفت بارز ابلیس در نافرمانی از دستور الهی معرفی شده و نماد سرکشی در برابر حقیقت است؛ با این حال، صفت «متکبر» اگر برای خداوند به کار رود، به معنای دارنده عظمت و بزرگی واقعی و شایسته است.
در قلمرو ادبیات فارسی و تمثیلها، موجوداتی مانند طاووس به خاطر خودنمایی با پرها و شتر به سبب فرم گردنافرازی، نمادهای حیوانی تکبر به شمار میروند. نقطه مقابل این صفت، تواضع و فروتنی است که مایه کمال روحی انسان تلقی میشود. در روانشناسی نیز تکبر اغلب به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای پوشاندن عقدههای حقارت و کمبودهای درونی فرد تحلیل میشود.