یعنی چه
در اصطلاح کلامی و دینی، خذلان الهی زمانی رخ میدهد که خداوند به دلیل گناهان، سرکشی یا شرکِ خودِ بنده، لطف، توفیق و اسباب هدایتش را از او دریغ کند. در این حالت، انسان به حال خود واگذار میشود تا در گمراهی و خواری بماند. این مفهوم واژهای کلاسیک و اعتقادی است و نقطه مقابل توفیق و نصرت الهی به شمار میرود.
تلفظ
این عبارت از دو بخش «خِذْلان» (بر وزن فِعلان) و «الهی» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق ۹ حرفی در جدول کلمات متقاطع برای این مفهوم «خذلان الهی» است.
به انگلیسی
در متون الهیات و فلسفه دین انگلیسی، برای رساندن مفهوم رها شدن توسط امر قدسی از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
این عبارت ریشه عربی دارد و در متون تفسیری و کلامی عیناً به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل رهاشدگی، خواری، مَذلت، بییاوری و در اصطلاح، گمراهی تکوینی یا سلب عنایت پروردگار است.
در قرآن
ماده «خذل» ۳ بار در قرآن کریم آمده است: آیه ۱۶۰ سوره آلعمران که مستقیماً خذلان را در تقابل با نصرت الهی به خدا نسبت میدهد («وَإنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ»)، آیه ۲۲ سوره اسراء در وصف فرجام مشرکان («مَذْمُومًا مَخْذُولًا») و آیه ۲۹ سوره فرقان درباره صفت شیطان («وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا»).
جمعبندی و توضیح کامل خذلان الهی
عبارت «خذلان الهی» یک مفهوم عمیق کلامی و قرآنی است که از ماده عربی «خ ذ ل» به معنی ترکِ یاریِ کسی که انتظار کمک دارد، ریشه میگیرد. این حالت در واقع پاسخ و بازتاب تکوینی اعمال، گناهان و اصرار خودِ بنده بر گمراهی است؛ به این معنا که خداوند عنایت، لطف و اسباب توفیق خود را از او دریغ کرده و او را به تدبیر خودش وا میگذارد که نتیجهای جز سقوط و خواری ندارد.
در فرهنگ اسلامی و متون عرفانی، این مفهوم در برابر «توفیق الهی» قرار دارد. گرچه نماد بصری رسمی برای آن وجود ندارد، اما در ادبیات با تعابیری همچون مهر خوردن بر دل، سقوط در چاه ضلالت یا رها شدن در تاریکی مطلق تصویرسازی شده است که نشاندهنده بدترین فرجام برای یک انسان است.