معنی
در اصطلاح ادبی، شعر کلامی است منظوم، موزون و خیالانگیز که عواطف و احساسات انسان را به تصویر میکشد. همچنین در معنای لغوی به مفهوم دانش، درک و آگاهی دقیق از طریق حس به کار میرود. واژه شَعْر (با فتح شین) نیز به معنی موی بدن انسان یا حیوان است.
یعنی چه
عبارت شعر یعنی سخنی که از قالب نثرهای معمولی خارج شده، دارای آهنگ و موسیقی درونی (وزن) و کلمات همآهنگ پایانی (قافیه) باشد و بتواند حس زیباییشناسی مخاطب را تحریک کند؛ این کلمه در جدول کلمات متقاطع یک پاسخ ۳ حرفی است.
مترادف
واژههای چامه و چکامه از معادلهای اصیل فارسی برای شعر هستند. همچنین کلمات نظم و قریضه نیز به عنوان مترادفهای لغوی و ادبی آن شناخته میشوند.
متضاد
اصلیترین متضاد شعر در ادبیات، نثر یا همان نوشتههای معمولی و عاری از وزن و قافیه (سخن مرسل) است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی مشتق شدهاند که مفاهیمی چون آگاهی، درک حسّی و ابراز احساسات را در خود دارند.
ریشه
واژه شعر ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به معنی شکافتن، موشکافی کردن و درک دقیق (شعور) بوده است که بعدها در زبان عربی و فارسی تغییر معنایی یافته و به کلام موزون و منظوم تخصصی شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Poetry برای هنر شعر و مجموعهای از اشعار، و کلمه Poem برای یک قطعه شعر یا سروده مشخص به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شعر
شعر یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین ابزارهای بیانی بشر است که فراتر از انتقال ساده اطلاعات، به دنبال بیدار کردن احساسات، تصویرسازیهای ذهنی و تجلی اسرار درونی و الهامهای غیبی است. در فرهنگ ایرانی و شرقی، شعر صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه مظهر حکمت، اخلاق، عرفان و هویت ملی به شمار میرود که گنجینهای از عواطف انسانی را در خود جای داده است.
این واژه که در ریشه لغوی خود با مفهوم شعور و ادراک موشکافانه گره خورده، در متون قرآنی نیز با کاربردهای متفاوتی اعم از درک حسّی (مانند لا یشعرون) و کلام منظوم ادبی (در نفی شاعر بودن پیامبر) آمده است. شعر با بهرهگیری از آرایههای ادبی، وزن و قافیه، مرزهای زبان عادی را میشکند تا تجربیات معنوی و عواطف عمیق را به زیباترین شکل ممکن به مخاطب منتقل کند.