یعنی چه
در گیاهشناسی به میوهای گفته میشود که بافت پیرامون دانه یا همان میانبَر (Mesocarp) آن در زمان رسیدن، برخلاف میوههای خشک، آبدار، نرم، ضخیم و گوشتی باقی میماند تا جانوران را برای خوردن و پخش کردن دانهها جذب کند؛ مانند هلو، گوجهفرنگی و هندوانه.
تلفظ
این ترکیب وصفی در زبان فارسی به صورت «مِیوِءِ گوشتی» (mīve-ye gōštī) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این پرسش خودِ عبارت «میوۀ گوشتی» با ۹ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان راهنما برای پاسخهایی چون «میوه آبدار» یا «ثمره رطبه» به کار رود.
به انگلیسی
در متون علمی و عمومی انگلیسی برای اشاره به این نوع میوهها از اصطلاحات Fleshy fruit یا Succulent fruit استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این اصطلاح گیاهشناسی به صورت «الفاكهة اللحمية» یا «الثمرة الرطبة» ترجمه و شناخته میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنی فارسی آن شامل «میوه آبدار» و «میوه نرم» است. از نظر ریشهشناسی، این عبارت یک ترکیب وصفی فارسی است؛ واژه «میوه» از پهلوی mīwag و «گوشت» از پهلوی gōšt مشتق شده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه، ادبیات و نمادشناسی، میوههای گوشتی و شیرین به عنوان نمادی از برکت، فراوانی، باروری، پاداش تلاشها و همچنین لذتهای مادی زودهنگام و گذرا شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل میوۀ گوشتی
اصطلاح «میوۀ گوشتی» یک ترکیب وصفی دقیق در دانش گیاهشناسی است و به گروهی از میوهها اطلاق میشود که برخلاف میوههای خشک، بافت پیرامون دانه یا میانبر آنها در زمان رسیدن کاملاً آبدار، ضخیم و نرم باقی میماند. این ویژگی ساختاری و تکاملی گیاه، به طور عمده برای جذب جانوران و ترغیب آنها به خوردن میوه شکل گرفته است تا از این طریق، دانهها در طبیعت پخش شوند و بقای گیاه تضمین گردد. نمونههای بارز این گروه شامل هلو، گوجهفرنگی، گیلاس و هندوانه هستند.
این واژه ریشه در زبان پهلوی دارد و در زبانهای انگلیسی و عربی به ترتیب با معادلهای «Fleshy fruit» و «الفاكهة اللحمية» شناخته میشود. اگرچه این اصطلاح با همین ساختار در متن قرآن نیامده، اما در آیات مختلف با واژههایی چون «فاكهة» و «ثمر» به مراحل رشد و آبدار شدن آنها اشاره شده است. در باورهای فرهنگی نیز این میوهها همواره تجلیبخش مفهوم باروری و پاداشهای شیرین زندگی بودهاند.