یعنی چه
واژه استعظم در لغت به معنای بزرگ پنداشتن، خطیر دانستن یا چیزی را عظیم یافتن است. این کلمه همچنین در برخی متون کهن به مفهوم تکبر ورزیدن، بزرگمنشی نمودن و خود را بزرگ دیدن نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه بر وزن فِعلِ ماضی از باب استفعال است و به صورت اِستَعظَمَ تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۶ حرف) معمولاً با راهنماهایی نظیر «بزرگ شمردن» یا «عظیم یافتن» متناسب است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه نشاندهنده ارزیابی یک امر به عنوان پدیدهای بسیار بزرگ یا باشکوه هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره برای مفهوم این کلمه شامل عباراتی چون بزرگ شمردن، خطیر دانستن، فخیم یافتن و گرامی یا عظیم دیدن است.
در قرآن
خود صیغه ماضی مفرد «استعظم» در متن قرآن نیامده است، اما مشتقات همریشه آن در باب استفعال مانند فعل جمع «وَاسْتَعْظَمُوا» (تکبر ورزیدند) در متون روایی و همچنین واژه «عَظِیم» (مانند سحر عظیم در آیه ۱۱۶ سوره اعراف) به وفور در قرآن کریم دیده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل استعظم
واژه «استعظم» یک فعل عربی از باب استفعال و مشتق از ریشه سه حرفی «عظم» است که به متون کهن و ادبیات کلاسیک فارسی راه یافته است. معنای محوری این کلمه بر پایه پندار و درک عظمت استوار است؛ یعنی زمانی که شخصی فردی، شیئی یا موقعیتی را بسیار بزرگ، بااهمیت و خطیر ارزیابی میکند، در واقع آن را استعظم نموده است.
علاوه بر جنبه ادراکی، این واژه پتانسیل معنایی روانی نیز دارد و گاه در معنای مجازِ آن، یعنی تکبر کردن، خودبزرگبینی و فخرفروشی به کار میرود. نقطه مقابل این مفهوم، واژه «استحقار» به معنای کوچک و خوار شمردن است.
در مجموع، این کلمه نمونهای از واژگان انتزاعی ادبی است که برای توصیف جلالت یا ابهتِ یافتهشده در یک پدیده یا رفتار، در متون تاریخی و مذهبی کاربرد دارد و فاقد هرگونه نماد فیزیکی ملموس در فرهنگ عامه است.