یعنی چه
واژهٔ «گوهر نهاد» صفت مرکب در زبان فارسی است و به فردی گفته میشود که سرشت، باطن و طینت او پاک، درخشان و ارزشمند است. این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار میرود که اصالت ذاتی و شرافت خللناپذیر دارند؛ همانند گوهری که در هر شرایطی ارزش خود را حفظ میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [گَو هَر نَ هاد] است که از دو بخش «گوهر» (به معنی ذات و جواهر) و «نهاد» (به معنی سرشت و طینت) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، در پاسخ به راهنمای «دارای ذات پاک» یا «اصیل و شریف»، واژهٔ ۸ حرفی «گوهر نهاد» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این واژه در زبان انگلیسی از عباراتی استفاده میشود که به اصالت طینت و پاکی قلب اشاره دارند.
به فارسی
مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل تعابیری همچون پاکطینت، شریفالنفس، خوشذات و گرانمایه است. در مقابل، واژههایی مانند بدنهاد، بدنژاد و فرومایه به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
واژهٔ «گوهر نهاد» یک ترکیب کاملاً فارسی سره است و در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، از نظر مفهوم معنوی با واژگانی چون «طَیِّب» (پاک و پاکیزه) که در توصیف انسانهای صالح به کار میرود، همخوانی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر نهاد
واژهٔ «گوهر نهاد» (یا گوهرنهاد) یکی از ترکیبات زیبای ادبیات فارسی است که از ترکیب دو واژهٔ «گوهر» (در پهلوی: gōhr به معنی ذات و جواهر) و «نهاد» (به معنی طبیعت و باطن) ساخته شده است. این واژه در فرهنگهای اصیل مانند لغتنامه دهخدا به معنای کسی آمده است که اصالت خانوادگی، شرافت ذاتی و باطنی پاک و درخشان دارد. در حقیقت، این اصطلاح انسانهای والا را به جواهری تشبیه میکند که تیرگیهای روزگار نمیتواند از ارزش و درخشندگی درون آنها بکاهد.
این صفت مرکب نمادی از اصالت خللناپذیر و پاكی باطن در ادبیات کلاسیک ماست. حکیم نظامی گنجوی در منظومهٔ خسرو و شیرین به زیبایی از این واژه بهره برده و میفرماید: «چو گوهرنهاد است و گوهرنژاد / خطرناکیِ گوهر آرد به یاد»؛ شاعراان با این تعبیر نشان میدهند که ارزش انسانهای بزرگ به ریشه و سرشت پاک آنها بستگی دارد.