یعنی چه
این اصطلاح در زبان عامیانه به معنی به تنگ آمدن، جان به لب شدن و از دست رفتن صبر و طاقت در برابر سختی، اصرار یا آزار کسی است. اگرچه در اصلِ لغتنامهها مانند دهخدا بیشتر به صورت «زله آمدن» ضبط شده، امروزه در تداول عامه با «ذ» نوشته میشود که با مفهوم ذلت و خواری پیوند خورده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب عامیانه به صورت ذِلِّه (با تشدید و کسر لام) به همراه فعل آمَدَن است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «به ستوه آمدن» یا «کلافه شدن»، عبارت ۷ حرفی «ذله امدن» یا معادلهای هممعنی آن به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم کنایی در زبان انگلیسی از اصطلاحات مربوط به لبریز شدن صبر و کلافگی مفرط استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح، تعابیری که نشاندهنده تنگی سینه، ناتوانی در تحمل یا خستگی شدید مفرط باشد به عنوان معادل این اصطلاح به کار میروند.
نماد چیست
این عبارت کنایی نماد فیزیکی، باستانی یا اسطورهای خاصی ندارد؛ بلکه در فرهنگ عامه و رفتارشناسی مکتوب، نمادی از فرسودگی کامل روانی، از دست رفتن تابآوری شخص و به نقطه تسلیم رسیدن در برابر یک وضعیت آزاردهنده است.
جمعبندی و توضیح کامل ذله امدن
اصطلاح عامیانه و کنایی «ذله آمدن» (یا شکل کاربردیتر آن «ذله شدن») به وضعیت روانی خاصی اشاره دارد که در آن فرد بر اثر فشار، اصرار، یا آزار مداوم، تمام صبر و طاقت خود را از دست داده و به نوعی عجز و درماندگی میرسد. ریشهشناسی این واژه نشان میدهد که در متون کهن لغت نظیر دهخدا، املای آن با حرف «ز» به صورت «زله» و به معنای ستوه و عجز آمده است؛ با این حال، تداول امروزی جامعه آن را با حرف «ذ» پیوند داده که برگرفته از واژه عربی «ذلّة» به معنای خواری و زبونی است.
این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان معادل عباراتی چون «به جان آمدن»، «آسی شدن» و «کلافه شدن» ظاهر میشود و ماهیتی کاملاً اصیل و کنایی در زبان فارسی دارد. گرچه خود ترکیب در متون مقدسی مانند قرآن وجود ندارد، اما ریشه «ذلت» به کرات در آیات قرآن برای توصیف خواری و بینوایی استفاده شده است که با حس فروماندگیِ نهفته در این اصطلاح همپوشانی معنایی دارد.