معنی
واژه «خص» در زبان فارسی دارای دو کاربرد و معنی متمایز است؛ اول در حالت مصدری و فعلی به معنای مخصوص کردن، ویژه ساختن و برگزیدن کسی یا چیزی، و دوم در حالت اسمی به معنای آلونک، کپر و خانهای که از نی و چوب ساخته میشود.
یعنی چه
عبارت «خصّ» در مفهوم ریشهای خود به معنای جدا کردن یک چیز و بخشیدن انحصار یا ویژگی منحصربهفرد به آن است، به طوری که دقیقاً در نقطه مقابل عمومی ساختن و فراگیر کردن قرار میگیرد.
مترادف
این واژه بر اساس دو کاربرد اسمی و فعلی خود، مترادفهایی در زمینه گزینش و انحصار یا سازههای سنتی و محقر دارد.
متضاد
در معنای واژهشناسی، نقطه مقابل این کلمه شامل همهگیر کردن، اشتراک میان همگان و شمول است.
هم خانواده
واژگان فوق همگی از ریشه سه حرفی (خ-ص-ص) اشتقاق یافتهاند و در زبان فارسی بسیار پرکاربرد هستند.
ریشه
این کلمه ریشه در زبان عربی دارد و از سه حرف اصلی «خ-ص-ص» تشکیل شده است که معنای بنیادین آن، متمایز کردن یک مورد خاص در برابر عموم جامعه یا اشیاء است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع، اگر با راهنماهایی مثل «خانه نئین»، «آلونک چوبی» یا «کپر» مواجه شدید، پاسخ دقیق و دو حرفی آن «خص» است.
جمعبندی و توضیح کامل خص
واژه «خص» در زبان فارسی به عنوان یک کلمه مستقل و رایج در گفتار روزمره پدیدار نمیشود، بلکه بیشتر بازتابی از یک ریشه غنی عربی است. این کلمه در دو قلمرو معنایی کاملاً متفاوت کاربرد دارد؛ یکی در قالب فعل و مصدر به معنای اختصاص دادن و ویژه ساختن چیزی برای فردی خاص، و دیگری در قالب اسم به معنای کلبه، کپر یا آلونکی که از نی و چوب پرداخته شده باشد. فرهنگ لغتهای معتبری چون دهخدا هر دو جنبه معنایی آن را به خوبی پوشش دادهاند.
اگرچه خود این واژه دو حرفی در ادبیات معاصر کمتر به چشم میخورد، اما مشتقات پرشمار و بسیار مهمی همانند «خاص»، «تخصیص»، «مخصوص» و «خصوصیت» را در زبان فارسی پدید آورده است که امروزه بخش جداییناپذیری از گفتار و نوشتار ما را تشکیل میدهند و مفهوم تمایز را منتقل میکنند.
در متون دینی و قرآنی نیز هرچند شکل مجرد این کلمه به ندرت دیده میشود، اما ساختارهای فعلی مشتق از آن مانند «یختص» در آیاتی نظیر آیه ۱۰۵ سوره بقره برای توصیف اختصاص یافتن رحمت خاص و ویژه الهی به بندگان برگزیده مورد استفاده قرار گرفته است.