یعنی چه
عبارت «جمع جسم» اشاره به حالت جمع کلمهٔ «جسم» دارد. جسم در لغت به معنی تن، کالبد یا هر مادهٔ فیزیکی و مادی است که دارای سه بعد (طول، عرض و عمق) باشد؛ بنابراین جمع آن شامل تمامی موجودات مادی، فیزیکی و ساختارهای حجمدار جهان اطراف ما میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «جَمْع» (با سکون ميم) و «جِسْم» (با کسر جیم و سکون سین و میم) تشکیل شده است که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در مسابقات حل جدول، اگر طراح سوال عبارت «جمع جسم» را به عنوان راهنما قرار دهد و پاسخ ۶ حرفی بخواهد، منظور خودِ عبارت «جمع جسم» است. اما اگر پاسخ مکسور یا کلمهٔ جایگزین بخواهد، کلمات ۵ حرفی «اجسام» یا «جسمها» پاسخهای اصلی هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به صورت جمع این واژه، با توجه به سیاق متن از Bodies (برای جانداران یا ساختارهای فیزیکی مشخص) یا Objects/Matters (برای اشیاء و مواد فیزیکی) استفاده میشود.
به عربی
واژه جسم ریشه در زبان عربی دارد و مکسر آن در این زبان به دو صورت «أجسام» و «جسوم» به کار میرود که شکل اول در زبان فارسی بسیار متداول است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، برای جمع بستن واژهٔ جسم از نشانهٔ جمع فارسی استفاده میشود که حاصل آن کلمهٔ «جسمها» است. همچنین کلمات «پیکرها» و «تنها» معادلهای دقیق فارسی آن هستند.
در قرآن
ریشه این کلمه در قرآن کریم هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع به کار رفته است. به عنوان نمونه، شکل مفرد آن در آیه ۲۴۷ سوره بقره («...وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...») و شکل جمع مکسر آن در آیه ۴ سوره منافقون («...وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ...») ذکر شده است که به ظاهر و ساختار مادی انسانها اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل جمع جسم
عبارت «جمع جسم» در زبان و ادبیات فارسی به مفاهیمی اشاره دارد که شکل کثرت یافتهٔ واژه مادی «جسم» را نشان میدهند. کلمه جسم که ریشهای عربی دارد، در ادبیات علمی، فلسفی و عمومی ما کاربرد فراوانی دارد و ساختار جمع آن به صورت مکسر عربی (اجسام) یا ترکیب فارسی (جسمها) بیان میشود. این واژه اساساً برای توصیف مادیات و هر آنچه که ابعاد فیزیکی و حجم را اشغال میکند به کار میرود.
در نگاه فلسفی و عرفانی، اجسام در مقابل ارواح و مجردات قرار میگیرند؛ به این معنا که جسم و اجسام، نماد و نشانهٔ جهان مادی، ملک و قید و بندهای فیزیکی (عالم ناسوت) هستند، در حالی که روح مظهر دنیای معنا و رهایی است. بررسی این واژه در متون کهن و حتی آیات قرآن کریم نشاندهنده اهمیت تفکیک میان بعد مادی و معنوی هستی است.