یعنی چه
بیسواد در معنای نخستین و اصلی به کسی گفته میشود که توانایی خواندن و نوشتن مکتوبات را ندارد (ناخوانا و نانویسا). در مفهوم ثانویه و گستردهتر، این واژه به افرادی اطلاق میشود که در یک حوزه خاص علمی، مهارتی یا عمومی، فاقد دانش عمیق، آگاهی و معلومات کافی هستند.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی «بی» (bī) در فارسی و واژه «سواد» (savād) وامگرفته از عربی تشکیل شده و به صورت [بِیسَواد] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند امی، عامی، ناملا و نادان به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم به کار میروند.
به انگلیسی
واژه Illiterate رایجترین معادل علمی و رسمی برای توصیف فرد یا جامعهای است که توانایی خواندن و نوشتن ندارد.
به عربی
در زبان عربی واژه «أُمّيّ» دقیقترین معادل برای کسی است که کتابت نمیداند و این کلمه در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای اصیل و واژگان جایگزین فارسی برای این کلمه شامل ناخوان، نانویسا، درسنخوانده، عامی، عوام و ناملا است.
جمعبندی و توضیح کامل بیسواد
واژه بیسواد یک صفت مرکب ترکیبی از «بی» فارسی و «سواد» عربی است. کلمه سواد در اصل به معنای سیاهی است و در گذشته به دلیل آنکه خطوط و نوشتهها با مرکب سیاه بر روی کاغذ سفید نگاشته میشد، آشنایی با این سیاهیها را سواد داشتن مینامیدند؛ در نتیجه کسی که توانایی تشخیص و درک این خطوط را نداشت، بیسواد خوانده میشد. در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه، فرد بیسواد گاه به «کور» تشبیه شده است، چرا که از دیدن و درک جهان مکتوبات محروم است.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، معادل دقیق این واژه مفهوم «امی» است که در سوره جمعه نیز به آن اشاره شده است. امروزه تعریف بیسوادی از معنای سنتی آن (عدم توانایی خواندن و نوشتن) فراتر رفته و به حوزههای دیجیتال، رسانه و عاطفی نیز گسترش یافته است، به طوری که فرد ممکن است توانایی خواندن داشته باشد اما در یک حوزه تخصصی بیسواد محسوب شود.