معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید، غوطه به معنای فرو رفتن یا غرق شدن در مایعات است. علاوه بر این، در زبان عربی به زمینهای هموار و پستی که آب در آنها جمع میشود نیز غوطه میگویند.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که شیء، شخص یا مفهومی به طور کامل در محیطی دیگر احاطه شود. در زبان روزمره، سر زیر آب کردن هنگام شنا را غوطه میگویند.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف لغوی و ادبی میتوانند به جای غوطه استفاده شوند.
متضاد
واژههایی که مفهوم روی آب ماندن یا خارج شدن از عمق مایع را رسانده و در تقابل با فرورفتگی قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها بر اساس ریشهشناسی زبانشناختی با کلمه غوطه ارتباط ساختاری دارند.
ریشه
اصل این کلمه عربی است و به پنهان شدن یا حفر کردن اشاره دارد. اگرچه در برخی منابع قدیمی مانند برهان قاطع احتمال داده شده که معربِ «غوته» فارسی باشد، اما در زبانشناسی امروز ریشه عربی آن قطعی است. در ادبیات تاریخی، «غوطة دمشق» نیز نام منطقهای سرسبز و بهشتگونه در سوریه بوده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه غوطه در جدولهای کلمات متقاطع با تعداد ۴ حرف شناخته میشود و معمولاً با راهنمای «فرو رفتن در آب» یا «آبتنی» خواسته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غوطه
واژه «غوطه» در اصل از ریشه عربی به معنای فرو رفتن، پنهان شدن و زمین پست گرفته شده است. این واژه در زبان فارسی تطور یافته و بیشتر در معنای فیزیکیِ سر زیر آب بردن یا غرق شدن در مایعات استفاده میشود. بررسیهای ریشهشناختی نشان میدهد که واژگانی چون غائط (به معنای زمین گود که کنایه از محل قضای حاجت بوده) نیز با آن همریشه هستند.
در ادبیات و عرفان فارسی، غوطه از معنای مادی خود فراتر رفته و به عنوان نمادی از تسلیم محض، فنا شدن در ذات حق و پاکشدگی روحی به کار میرود؛ مانند اصطلاح «غوطه خوردن در دریای عشق یا معرفت» که نشاندهنده استغراق کامل و همهجانبه در یک مفهوم عمیق است.
این کلمه در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع نیز کاربرد زیادی دارد و به عنوان یک پاسخ ۴ حرفی برای مفاهیمی همچون آبتنی، غوطهوری و فرو رفتن در آب شناخته میشود.